ساحت نگاه

فرهنگی. ادبی. دینی

چند دریا اشک می باید 
تا درعزای اردو اردو مرده (شهید ) بگرییم 
چه مایه نفرت لازم است 
تا براین دوزخ دوزخ نابه کاری بشوریم « شاملو » 
دیروز حلبچه و انفال ، امروز شنگال 
امیدوارم فردا مردم سقز درحمایت مادی و معنوی از مردم مظلوم شنگال حماسه ای بزرگ بیافرینند .
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 مرداد1393ساعت 13:38  توسط عبدالله لطیف پور  | 

 

   زمانی که شهردار سقز پیشنهاد همکاری فرهنگی را به من دادند  و دوستان شورای شهر  سردبیری نشریه شورا را  به بنده پیشنهاد نمودند به خاطر برخی نگرانی ها و گرفتاری ها  ابتدا برای همکاری و عدم همکاری  کمی دلهره و شک داشتم ، با دوستانی مشورت کردم و گفتند چون بحث توسعه ی شهر است  و شهردار هم جوان است و اعضای شورا هم نسبت به شما حسن نیت داشته اند  ضروری است که با ایشان همکاری کنید .از شروع دعوت نه ماهی  می گذرد  ولی تاکنون نه شهرداری و نه شورای شهر پیگیر مواردی که مطرح نموده اند نیستند این در حالی است که بنده برای نشان دادن حسن نیت خود به شهرداری و شورا مراجعه کرده ام وحتی  برای یکی از میدان های شهر به همراه تعدادی از دوستان مدتی زحمت کشیده و طرح جالبی از یکی از آثار زیویه راـ دستبند ـ آماده کرده و آن را تحویل شهرداری داده ایم اما متاسفانه  آن ها خیلی با بی اعتنایی  از کنار طرح گذشته و حتی  رد و قبول  آن را هم به ما اطلاع ندادند  و بحث تاخیر کار نشریه هم که جای خود دارد . بار ی صلاح مملکت خویش خسروان دانند .

   اینجانب به خاطر عدم حمایت و شفافیت و صداقتی که از شهرداری و شورای شهر دیدم بدینوسیله در اینجا اعلام می کنم که بنده هیچ ارتباط فرهنگی خاصی با مجموعه شهرداری و شخص شهردار و شورای شهر نداشته و نخواهم داشت و درج این یاداشت هم جهت اطلاع دوستانی است که تصور می کردند که بنده  در شهرداری نقشی به عهده دارم و گاه به جهت برخی کاستی ها  انتقاداتی را متوجهم می نمودند .

     قطعا آن هایی که در انتخابات شورا  برای عدم حضور ما در شورای شهر از هیچ کوششی دریغ نکردند  تحمل حضور فکری و فرهنگی ما در ساحت شهرداری و شورا و سایر مکان ها برایشان سخت خواهد بود و به راحتی اجازه ی فعالیت نخواهند داد . برای اطمیان خاطر آن ها لازم است بگویم  که ما هرگز برچنین خوان هایی           نمی نشینیم ومناعت و صداقت خود را نه برای این مسایل خرد بلکه در قبال هیچ چیزی نخواهیم فروخت . این هم پیشکش شمما !

+ نوشته شده در  سه شنبه 3 تیر1393ساعت 11:16  توسط عبدالله لطیف پور  | 


 از دیشب مارکز زیباترین غریق جهان شده است ولابد با رد حضور زندگان  از دیشب همه عاشق جنازه ی او شده اند ،مارکز در داستان زیباترین غریق جهان می گوید  برای اینکه آستانه و سردرخانه ها و حجم و وسعت شهر افزوده شود باید مرده ها را میراند امری که هنوز در بسیاری از کشورها خیلی سخت است و مردگان حضورشان از زندگان بیشتر است .
  یاد و خاطره ی خالق صدسال تنهایی و زیباترین غریق جهان را گرامی می دارم و امیدوارم  روزی همه ی انسان ها به سطحی از درک و درایت برسند که زنده ها را بیشتر از مردگان دوست بدارند . 

+ نوشته شده در  جمعه 29 فروردین1393ساعت 14:13  توسط عبدالله لطیف پور  | 


چند روز پیش نمایندگان مجلس ایران با رد طرحی مهم در مجلس اجحاف بزرگی را در حق معلمان ایران روا داشتند ، براساس این طرح معلمان هم مثل استادان دانشگاه به رتبه هایی چون دانشیاری و استادیاری و استادی تقسیم بندی می شدند و تاحدودی مزایای آن ها با مزایای مدرسان دانشگاه نزدیک می شد ، بهانه ی این آقایان نماینده این بود که بار مالی طرح زیاد است این در حالی است که بسیاری از نمایندگان مجلس معلم هستند . این وضعیت را مقایسه کنید با مطلبی که چندی پیش در همین فیسبوک دیدم و در صفحه ی یکی از دوستان آمده بود که عده ای از پزشکان و مهندسان به نزد مرکل می روند و شکایت می کنند که چرا در آلمان حقوق آن ها با معلمان یکسان نیست و جواب جالب مرکل که به آن ها می گوید :چطور می شود که شما می خواهید مزایا و حقوقتان از افرادی که شما را تربیت کرده اند بیشتر باشد ؟ 
حال مقایسه کنید درک و شعور فرهنگی شخصیت های غربی را با شخصیت های سیاسی کشور ما ! 
در فرایند آموزش هرچه پایه ی تحصیلی پایین تر بیاید رسالت و نقش و تاثیر معلم بر شاگرد بیشتر است ، تاثیری که یک معلم ابتدایی می تواند بر شخصیت سازی یک کودک داشته باشد هرگز معلم دبیرستان و دانشگاه ندارد اما افسوس و حیف که خیلی این ها را نمی دانند . خیلی از ما و نمایندگان مجلس دانشگاه رفته ایم و این مساله را می دانیم اما متاسفانه وقتی به جایی رسیدیم فراموش می کنیم .

+ نوشته شده در  دوشنبه 25 فروردین1393ساعت 1:5  توسط عبدالله لطیف پور  | 

یادش به خیر استاد ما دکتر بیات یک بار در کلاس مثنوی وقتی که بحث حقوق زن در ادیان مطرح شد خاطره و نکته ی جالبی را تعریف کردند که به نظر من ذکر آن خالی از لطف نیست . 
ایشان می فرمودند: در یکی از کشورهای عربی ـ اگر اشتباه نکنم اردن گفتند ـ بودم و صحبت از حقوق زن شد و من گفتم زن ها زودتر از مردها به عقل می رسند . استاد می گفت همینکه این سخن را گفتم دیدم تعدادی از دانشجویان برآشفتند و از من برهان و حجت خواستند و من هم گفتم با توجه به این برهان ساده که خداوند زودتر دخترها را به بلوغ می رساند و بلوغ نشان عقل است و از انسان عاقل هم تکلیف می شود بنابراین دخترها زودتر از پسرها به عقل می رسند . ظاهراً این سخن استاد به گوش مقامات اردنی می رسد و چند روز بعد بلیط هواپیما و هزینه ی کلاس ها را به ایشان می دهند و به او می گویند که باید به سرعت خاک آن کشور را ترک کند . 
جالب است برخی از کشورهای اسلامی در مورد حقوق زن به هرآنچه از متن های مقدس هم قابل استخراج و استنباط است اعتنایی ندارند . 
به قول دکتر مهاجرانی در سخنرانی های خود اقوال شیرینی را نقل می کنند اما در عمل چندان مقید به آن ها نیستند . مهاجرانی در کتاب قرائت های دینی سخن یکی از روحانیان مطرح را در مورد آزادی در اسلام مطرح می کند که آن روحانی به داستان سلیمان اشاره می کنند و می گویند : وقتی عرجا شاه موران با سلیمان مباحثه می کند به سلیمان نبی می گوید « لاتشعرون » و البته سلیمان فقط لبخند می زند و به خاطر اینکه مورچه ای او را بی درک می داند ناراحت نمی شود . آری ظاهراً آزادی در ادیان تا این حد بوده است و مولوی هم می گفت 
چون به آزادی نبوت هادی است / مومنان را زانبیا آزادی است . 
ملخص کلام اینکه « یارب چه قدر فاصله ی دست و زبان است ». 
پیشاپیش هشتم مارس را به همه ی زنان آزاده ی جهان خصوصا دوستان نسوان این صفحه تبریک می گویم .

+ نوشته شده در  سه شنبه 13 اسفند1392ساعت 2:25  توسط عبدالله لطیف پور  | 

مطالب قدیمی‌تر