ساحت نگاه

فرهنگی. ادبی. دینی

چیتان پێ‌کرا له کوبانی؟

هه‌ولێر ده‌که‌نه قوربانی

کورد هه‌رکورده و هه‌ر شێره شێر

له کوبانی یان له هه‌ولێر

+ نوشته شده در  چهارشنبه 28 آبان1393ساعت 18:54  توسط عبدالله لطیف پور  | 

دکتر مقصود فراستخواه در جایی نوشته بود که « تا زمانی که یک انسان بدبخت هست ،کسی خوشبخت نیست » 
این وضعیت را باید برخی از کشورهای برخوردار و جهان اول و همچنین کشورهای ثروتمند عربی هم دریابند و فقط سعادت ملت و کشور خود را نخواهند و به دنبال ایجاد بدبختی و مصیبت های دیگر در کشورهای جهان سوم و غیر برخوردار نباشند . این کشورهای متاسفانه به قول معروف بی تمبک می رقصند ، بی دلیل و بیهوده با هم می جنگندند و هنوز دیالوگ و گفتگو و تکثر گرایی را چندان نمی دانند حالا شما هم هی پیازز داغ اختلافات و تفرقه را زیاد نکنید این بدبختی ها روزی دامن شما را هم خواهد گرفت .

+ نوشته شده در  شنبه 17 آبان1393ساعت 17:52  توسط عبدالله لطیف پور  | 

نزدیک دویست سال پیش «ولتر» برای « ژان ژاک روسو » می نویسد : « درسته که من یک کلمه از سخنان تو را قبول ندارم اما حاضرم جانم را بدهم که تو سخنت را بگویی » ما علاوه بر این دوصد سال چندین دوصد سال دیگر را نیازمندیم تا به حدی برسیم که شعارهایمان این چنین زیبا باشند و مهم تر از آن شعارهایمان توام با عمل هم باشند .
+ نوشته شده در  شنبه 10 آبان1393ساعت 22:13  توسط عبدالله لطیف پور  | 

شکر حق که حصر کوبانی شکست

پشت آن خصمی که می دانی شکست

این تلاش و همتی کوردانه بود

که غرور پیر عثمانی شکست

+ نوشته شده در  جمعه 2 آبان1393ساعت 12:51  توسط عبدالله لطیف پور  | 

با نام و یاد حضرت حق

« آری به اتفاق جهان می توان گرفت ... »

اداره ی شهر سقز با همان مدیران و مدیریت پیشین و همچنین عدم تحقق بسیاری از وعده هایی که دولت اعتدال خصوصاً در ایام انتخابات به مردم کردستان داده بود ،علاوه بر اینکه گلایه های زیادی را در فضای عمومی نسبت به دولت روحانی و حامیان ایشان ایجاد کرده است متاسفانه باعث اختلافات و نگرانی هایی نیز در بین دوستانی که در ستاد روحانی فعالیت داشتند ،گردیده است که نمونه ی عینی این اختلافات ،بیانیه هایی است که تاکنون در فضاهای عمومی و مجازی منتشر شده اند و انتظار می رود این روند متاسفانه همچنان ادامه داشته باشد . اینجانب به خاطر ناخشنودی از وضعیت موجود و خصوصاً به دلیل اینکه طاقت و توان و حوصله ی اختلافات فرسایشی داخلی را ـ آن هم با دوستانی که با هم مدت ها همراه بوده ایم و نان و نمک خورده ایم ـ ندارم ،لذا مصلحت را در آن می بینم که از طریق این نوشتار اعلام کنم که بنده در این جریان و در این دعوای داخلی ـ علی رغم اینکه گلایه ها و انتقاداتی هم شاید به طرفین داشته باشم ـ بعد از این سهیم نخواهم بود و در حد توان خود نیز تلاش می کنم دوستان را به مدارا و بردباری دعوت نمایم . اما قبل از کنار کشیدن از این ماجرای تلخ ،لازم می دانم نظر شخصی خودم را در مورد مسائل مورد اختلاف با صراحت و به صورت زیر بیان کنم . 1)در مورد شخص آقای محمد علی پرتوی و معرفی ایشان برای فرمانداری سقز ، بنده ضمن احترام و بدون اینکه مشکل خاصی باایشان داشته باشم ، معتقدم که ایشان علی رغم سوابق زیاد نمایندگی و فرمانداری و... در این شرایط به دلایل زیر گزینه ی مناسبی برای فرمانداری سقز نیستند: الف) ایشان در دوران انتخابات روحانی و در سال های اخیر در ساحت سیاست و برای پیشبرد برنامه های اصلاحی و اعتدالی تلاش چندان قابل توجهی ننموده اند . ب) حداقل بخشی از مردم سقز به خاطر ابطال انتخابات پیشین درست یا غلط دل خوشی از او ندارند ( بدون اینکه البته من خدای ناکرده قصدم متهم گردانیدن ایشان باشد ) هرچند بدون شک بخشی هم از مردم هنوز طرفدار و دوستدار ایشان اند . ج) آقای پرتوی با دوستان اصلاح طلب سقزی و حتی اعتدالیون اخیر در طول این سال ها ارتباطی نداشته است تا کدورت ها برطرف شود و اگر ایشان هم مثل برخی از دوستان دیگر ستاد ـ که در انتخابات ششم برخوردهایی هم با هم داشتند ـ در جریان انتخابات روحانی برای رفع کدورت ها و اختلافات پیشین قدمی برمی داشت اینک کار به اینجا نمی کشید . د) آقای پرتوی فرماندار دوران احمدی نژاد هم بوده است و هرچند این امر نمی تواند گناه محسوب گردد اما می تواند به ایجاد شبهه و اختلاف کمک کند. ه)همه انتظار داشتیم فرمانداری بسیار قوی تر از آقای پرتوی معرفی گردد هرچند البته آقای پرتوی در مقایسه با برخی گزینه ها حداقل ویژگی اهل سنت بودن و بومی بودن را دارد و از توانایی و تجربه ی بهتری نیز برخوردار است اما با این وجود آقای پرتوی در آغاز حتی گزینه ی برخی از دوستان هم که نسبت و وابستگی با ایشان دارند نبودند چنانکه خود این بزرگواران هم در بیانیه ی خود به این امر اشاره کرده اند . 2) در مورد آقای بیگلری هم بنده ضمن احترام ، بسیاری از انتقادات دوستان را وارد می دانم ؛ البته برخی از این انتقادات را چه به صورت حضوری و چه به صورت نوشتاری تاکنون با ایشان در میان گذاشته ایم و معتقدیم ایشان در این سال ها در بسیاری از عرصه ها خیلی شفاف و روشن عمل نکرده است و حضورشان در بسیاری از برنامه ها و فعالیت ها و از جمله در تعیین فرماندار سقز صرفا بر اساس منافع شخصی ایشان و خصوصا بحث انتخابات مجلس بعدی است . 3) در مورد سه تن از دوستان اصلاح طلب ستاد روحانی که بیانیه ی دوم را نوشته اند هم بنده ضمن احترام فراوان برای آن ها و باور به صداقت و متانت و کرامتشان اما انتقاد کوچکی را که در این جریان متوجهشان می کنم این است که متاسفانه ایشان نخستین بار ایده ی نوشتن بیانیه را در اعتراض و مخالفت با برخی رفتارهای دوستان هم ستادی خود ، مطرح نمودند هرچند نهایتا هم مخالفت منطقی یکی از این سه نفر و حمایت ما از ایشان و قانع شدن تهیه کنندگان نامه باعث شد که حتی آن بیانیه ی کذایی قرائت نشود . باری به نظرم اگر این دوستان به جای انزوا و دوری کردن ، تقاضای جلسه ی فوری و مشترک می نمودند و مستقیم گلایه ها را مطرح می کردند وضعیت به صورت دیگری رقم می خورد . 4) بنده هرچند از تهیه کنندگان بیانیه ی نخست نبودم و تایید نخستینم را هم به خاطر نگرانی از آزردن خاطر دوستان و مهم تر از آن آب به آسیاب فرصت طلبان ریختن نهایتاً پس گرفتم اما ضرورت نگارش بیانیه را اگر باحوصله تر و با ادبباتی ملایم تر ومعتدل تر نوشته می شد ، درک می کنم و مطمئنم با در نطرگرفتن پاره ای ملاحظات بیانیه به تنویر افکار عمومی و بهبود وضعیت موجود بیشتر کمک می کرد . در پایان برای تمام کسانی که در این دیار ، مدارا و صلح را بر خشونت و نفرت ترجیح می دهند آرزوی موفقیت دارم و قلبا معتقدم توسعه و تعالی این کشوروسیع با این هم زبان ها و ملیت ها و قومیت ها و سلایق و باورهای متفاوت ،جز از طریق توسعه ی گفتمان های انسانی و اعتدالی و قرائت های رحمانی از دین و مذهب و اخلاق و قانون و... ممکن و میسور نخواهد گردید . و نهایتاً اینکه اختلاف پیش آمده متاسفانه ناشی از عدم ارتباط مستقیم، سوء تفاهم و برخی تکروی ها و خودمحوری¬ها بود واگر جلسات مداومت داشت و حضوراً یکدیگر را درجریان همه ی مسایل قرار می دادیم و حضوری گلایه ها و مشکلات را مطرح می کردیم وحتی حضوراً بر سر هم داد می زدیم اینچنین کار به این جاها ختم نمی شد، با این وجود بنده معتقدم شاید جمع اصلاح طلبان و اعتدالیون با این مسایل مع الاسف در سقز برای مدتی دچار گسیختگی و ناهماهنگی شود ولی یقینا من به برقراری مجدد رابطه ی محبت و رفاقت دوستان امید دارم و اختلافات را جزئی می دانم و معتقدم در صورت عدم تحقق این امر نیز ،اندیشه های اصلاحی و اعتدالی و انسانی هرگز از بین نخواهند رفت . به قول حافظ : گمان مبر که به آخر رسید کار مغان هزار باده ی ناخورده در رگ تاک است امیدوارم استانداری کردستان با تعلّل بیشتر در معرفی فرماندار و برخی مسایل دیگر بیشتر از این اسباب کدورت خاطر دوستان اصلاح طلب و اعتدالی سقز را فراهم ننماید و همچنین امید دارم که فرماندارسقزنیز در آینده کسی باشد که برای مردم مظلوم و شهر محروم سقز بیشتر ازدیگران مفید باشد و دلسوزی ، تواناتی ، همسویی و همدلی واقعی با تفکر اصلاح طلبی یا اعتدالی را نیز در بینش و منش خویش داشته باشد و ما برای رسیدن و موفقیت چنین فردی ـ حال هرکسی باشد ـ امیدواریم و دعا می کنیم . والسلام من اتبع الهدی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 شهریور1393ساعت 11:43  توسط عبدالله لطیف پور  | 

مطالب قدیمی‌تر