تبليغاتX
ساحت نگاه

ساحت نگاه

فرهنگی. ادبی. دینی

     در اين فصل سردسال و اين فضاي سرد فرهنگي،  اين روزها نمايشگاه كتابي در سقّزدرحال برگزاري است كه نمايشگاهي نسبتاً گرم، پررونق وپرفروش است .در اين نمايشگاه اگرچه كتاب هاي خوب و ارزشمند هم كم نيست اما كتاب هاي بنجل و كم خريدار و در انبار مانده هم فراوان است .تاكنون دو سه باري به اين نمايشگاه سرزده ام وچند جلد كتابي را هم تهيه نموده ام.در روزاوّل  كتاب ها را با تخفيف20%تهيه كردم ولي روز دوم كه چند كتاب ديگرراخريدم تنها 10% تخفيف دادند.خيلي كنجكاو بودم كه ببينم ساير همشهريانم چه كتاب ها ي را و درچه زمينه ها و موضوعاتي خريداري مي كنند كه به نظرم كتاب هاي ادبي و خصوصاً شعر و داستان و رمان  بيش ترين فروش را داشتند هرچندكتاب هاي تاريخي ، مذهبي و  روان شناسي و خصوصاً كتاب هاي كودكان و نوجوانان هم خريداران زيادي داشت .

   اگرچه بررسي چگونگي توليد ، توزيع و فروش آثارمختلف فرهنگي و از جمله كتاب نيازمند يك نوع تحقيق جامعه شناسي ادبيات – از نوع  اسكار پيتي – است  اما بدون انجام اين تحقيق ها هم اگر كمي با دقت و حساسيت حداقل  فروش آثارمختلف فرهنگي را مورد بررسي قرار دهيم به خوبي متوجه كثرت توليد و فروش آثار ادبي و شعري در ايران خواهيم شد . امروزه علي رغم توليد ساير محصولات فرهنگي در ايران  اما شعر و ادبيات  همچنان سلطان بلامنازع عرصه ي فرهنگ ايران است.داريوش آشوري در كتاب شعر و انديشه شعررا مهم ترين رسانه ي فرهنگي ايرانيان در گذشته مي دانست اما گويا امروز هم اين هنر قديمي همچنان خاصيت رسانگي و آيينگي خود را در ايران حفظ نموده است.

    علي رغم اين فربه بودن و شدن وجهه ي ادبي فرهنگ ايران اما در جهان جديد عده اي حيات فرهنگي جوامع را منوط به برخي عناصر فرهنگي ديگر مي دانند .فريد زكريا نويسنده و روزنامه نگار معاصرهندی تبار در كتاب ( آينده ي آزادي ) در اين مورد  مي نويسد : « حيات فرهنگي جامعه را موسيقي پاپ ،  فيلم هاي سينمايي موفّق و برنامه هاي تلويزيوني پر بيننده تعيين مي كنند»  گنجاندن فعاليت هاي فرهنگي در اين سه حوزه ودر  اين مثلث فرهنگي و فرهنگ ساز اگرچه به هيچ وجه بي وجه وغيرمنطقي نيست اما وابسته دانستن حيات فرهنگي تمام جوامع به اين سه علل خالي از خلل نيست . قطعاً اگر امروزه فرهنگ ما را حياتي و نايي باقي باشد و اساس و تثليثي براي آن بتوان قايل بود ، دقيقاً خطوط و اضلاع اين فرهنگ با آن چه مدّ نظر فريد زكريا  است ،منطبق نيست . موسيقي پاپ و آوانگارد ما زيرزميني شده است ، برنامه هاي تلويزيوني پربيننده هم در ايران - البته به جز معدودي از سريال ها – فعلاً وجود ندارند و يا در حكم« النادر كالمعدوم»  اند وفيلم هاي سينمايي موفق هم هرچند  گاه به گاهي در ايران توليد مي شوند ولي تعداد و تاثيرشان هنوز هم مانند آثار ادبي و خصوصاً شعر چندان همه گير و ماندگار نشده است .

    فربه شدن وجه ي ادبي فرهنگ ايران اگرچه شايد خوشايند بسياري از اهل نظر نباشد اما با توجه به اينكه ادبيات به معني خاص کلمه هميشه فربه تر از ايدئولوژي هاست ، همين گرايشات ادبي و جهان بینی های روحاني مي توانند زمينه هاي همدلي و دوستی بيش تر را در ميان مردم ايجاد نمايند و در لطلفت و ظرافت فضای فرهنگی جامعه نیز موثر واقع گردند .

+ نوشته شده در  جمعه 16 بهمن1388ساعت 17:18  توسط عبدالله لطیف پور  | 

                           به عنوان يك معلم و به عنوان كسي كه يك دهه و نيم  است كه با قشر جوان اين مملكت در كلاس هاي درس- اعم از دبيرستان و دانشگاه و... -  سر و كار دارم  مي توانم ادعا كنم كه تا حدودي با روحيّات قشر جوان و نوجوان جامعه اعم از دختر و پسر آشنا هستم و تا حدودي مطالبات و خواسته ها و ايده هاو ايده آل هاي  آن ها را مي شناسم   . علي رغم تصوراتي كه در مورد اين قشر وجود دارد و عده اي  آن ها رابه بي ديني و بي توجهي به معنويّات ، ولنگاري و بي بند و باري و ...  نسبت مي دهند اما انصافاً  چنين نيست و اين قشرجوان و نوجوان جامعه  بسيار هوشيار ، آگاه و اهل درد و اهل درك اند   و عموماً اهل دين و معنويت هم هستند هرچند  طبيعي است كه در ميان اين خيل عظيم جوانان امروزعده ا ي معدود هم وجود داشته باشند كه  به ارزش ها و هنجارهايي ديگري وابسته باشند و مطلوب ها ي ديگري را مد نظر داشته باشند كه چندان با ارزش ها و هنجارهاي ايراني و اسلامي همخواني نداشته باشد .

      در كتاب هاي ادبيات ،خوش بختانه مسائل عرفاني به صورت هاي شعر ، نثر و داستان فراوان است و در هنگام تدريس اين داستان ها بسياري از دانش آموزان و دانشجويان  چنان مشتاقانه به مطالب گوش مي سپارند و ياداشت برمي دارند كه ناخودآگاه خود صاحب سخن هم به خاطر وجد مستمعانش بر سر ذوق مي آيد و هرگز ملالتي را در كلاس و ساعات طولاني تدريس ، احساس نمي كند .

     وقتي بعد از تدريس اين مطالب عرفاني  از كلاس خارج مي شويم احساس رضايت و خرسندي را در وجنات مستمعان خود به وضوح  مي بينيم  و من اين احوال نيك را از بركات عرفان ناب اسلامي كه مبتني بر قرائت رحماني و انساني تر از دين است ، مي دانم اين درحالي است كه در تدريس بسياري از مطالب ديگر ، چندان اشتياق و علاقه اي در ميان آن ها  ديده نمي شود  .

  نسل جوان و نوجوان ما به عنوان كساني كه در يك جامعه ي اسلامي رشد و پرورش يافته اند ، دين در  ذهنيت و رفتار و كردار و باورهاي آن ها به ّصورت هاي مختلف  برجستگي مي نمايد و اگر چهره ي عزيزانه و رحيمانه ي دين به نسل جوان نموده شود ،آن ها به عوض گرايش به طرف بسياري از ايسم ها و مسائل ديگر به سوي اصالت اسلامي و شرقي و اشراقي خود باز مي گردند و قطعا اين كار به نفع سلامت اجتماعي و رواني جامعه نيز هست . عرفان اسلامي و ايراني ذخيره اي است كه اگرچه ما سال هاست از آن استفاده مي كنيم امّا باز تر و تازه و مطّراست وهمچنان  ظرفيت استخراج بسياري از مسائل زيباي جديد را هم به صورت گسترده داراست .  

     عرفان منهاي خرافه گرايي ، تن پروري و بيكاري و برخي آسيب هاي ديگر به قول روان شاد دكتر عبدالحسين زرين كوب گنجينه و ميراث باارزشي است كه بايد د ردرجه ي اول آن را شناخت و در مراحل بعدي به خوبي از آن بهره برد . وقتي اين شعر امام شافعي را كه به نوعي در تمجيد و تعريف اهل عرفان است می خواندم خيلي براي آن هايي كه سنگ تبعيّت از او را به سينه مي زنند و كينه ها نسبت به اهل عرفان دارند متاسف شدم . ايشان مي فرمايند . 

  « فقيهاً و صوفياً فكن ليس واحداً              فانـــــــي و حـــــق الله اياك انصح 

    فذلك قــــــاس لم يذق قلبه تقي             و هذا جهول كيف ذوالجهل يصلح »

 يعني ؛ هم صوفي باش و هم فقيه نه فقط يكي ازآن ها . به خدا قسم هدف من فقط نصيحت است . چون فقيه غير صوفي قاسي القلب است و دلش لذت تقوي را نمي چشد و صوفي بي علم نيز جاهلي است كه اصلاح نمي گردد . »  

+ نوشته شده در  یکشنبه 11 بهمن1388ساعت 12:21  توسط عبدالله لطیف پور  |