تبليغاتX
ساحت نگاه

ساحت نگاه

فرهنگی. ادبی. دینی

   روز پنج شنبه ، دوازدهم تيرماه 1303 شمسي، تهران شاهد تشييع جنازه ي شكوهمندشاعرغريب و دليري بود كه به خاطر فعاليت هاي سياسي و مطبوعاتي اش در مبارزه با استبداد از جمله مخالفت با طرح   « جمهوري خواهي » رضاخان  به دست ايادي و عمال ايشان ناجوانمردانه در منزل مسكوني اش به قتل رسيد  .  ميرزاده ي عشقي، فرزند ابوالقاسم كردستاني يكي ازبزرگ ترين  شاعران انقلابي عهد مشروطه ي ايران است . عشقي اگرچه ريشه در دودماني كرد دارد اما چندان دغدغه هاي قومي در شعر او مشهود نيست و وطن در شعر او كلاً جغرافياي سياسي و طبيعي ايران را شامل مي شود  . عشقي اگرچه در تهران غريب بود و از همدان به تهران آمده بود امّا اديبان مركز و پايتخت نشينان به زودي  از طريق روزنامه ها و شب نامه ها و ... با اشعار و افكار و فريادهايش آشناشده بودند .

  ميرزاده ي عشقي  عمري كوتاه داشت اما درزمينه هايي چون شعر ، نمايش نامه نويسي ، روزنامه نويسي  و مقالات انتقادي آثار ارزشمندي از خود به جا گذاشته است . عشقي شاعري پرخروش و مبارزي نستوه بود كه بي محابا در برابر ستمگران، زبان به نقد و حتي طنز و هجو مي گشود و كساني را كه به زعم او به مردم و ميهن خود  خيانت مي كردند به باد انتقاد مي گرفت و شأن و مقام آن ها براي او قابل اهميت نبود . از شخص  رضاخان سردار سپه گرفته تا قوام السلطنه ويا نمايندگان مجلس چهارم و...  همه در معرض آسيب قلم نقاد عشقي قرار داشتند .

   من به جهت تهيه ي پايان نامه ي تحصيلي خود ، توفيق آن را يافتم كه دو سه باري آثار  اين شاعر بزرگ وجوان و پرخروش را با دقت و حوصله مطالعه و بررسي نمايم . در مطالعه ي آثار عشقي  اگرچه بعضاً ناپختگي ها و ضعقف هايي هم از جهات مختلف به چشم مي خورد اما خلاقيت و شجاعت و صراحت عشقي در عالم شعر و سياست و بيان بي نظير است و قطعاً اگر كوردلان فرصت زيستن را به او مي دادند آثار و مآثر ايشان  بسيار پخته تر ، عميق تر ، دقيق تر و فراوان تر مي گرديد .

   در هر حال ،  در سالمرگ اين شاعر مبارزو آزادي خواه، ياد و خاطره او را گرامي می دارم .

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 0:22  توسط عبدالله لطیف پور  | 

  در ميان اخبار تلخ اين روزها،  خبر تلخ مرگ منتقد و شاعر بزرگ معاصر ، محمد حقوقي از جانبي ديگر جانگداز و دل شكن بود . زنده ياد محمد حقوقي حق بزرگي بر گردن ادبيات ايران دارد و مرگ او بدون شك براي ادبيات فارسي ضايعه ي بزرگي است  . محمد حقوقي علاوه بر اينكه خود شاعري فحل و متبحر و نوگرا بود در تفسير و تحليل شعر نو فارسي و معرفي آثار، اشعار وافكار شاعران بزرگ و صاحب سبكي چون ؛ احمد شاملو ، نيما يوشيج ، فروغ فرخزاد ، سهراب سپهري ، مهدي اخوان ثالث و...  نيز جدّ و جهد وافري داشت .  

   نقد هاي حقوقي بر شعر شاعران؛ عالمانه ،  منصفانه ، منسجم و دقيق است .  علاوه بر اين نقدهاي حقوقي ازدو عيب  بزرگي چون كلي گويي و پرخاشگري نيز -كه از جمله ي آفات نقدهاي ماست -كاملاً مبرّاست .  او در بررسي شعر شاعران معاصر بيش تر به بررسي موتيف هاي شعري شاعران و عناصر زيبايي شناسيك و خصيصه هاص زباني و فكري شعرا مي پردازد .

    حقوقي اگرچه بدواً با شعر وارد عالم ادبيات شد امّا در سال هاي اخير بيش تر او را به عنوان منتقدي جدي مي شناختند و وجهه ي منتقدي او برجسته تر بود . زنده ياد حقوقي مجموعه شعرهايي چون؛ زوايا و مدارات ،شرقي ها گريزهاي ناگزير و .... دارد كه بيش تر شعر سپيدند و زبان اكثر شعرهاي او ساده و صميمي اند . حقوقي اگرچه حقيقتاً اهل فضل است اما به نظر مي رسد او نيز همچون فروغ فرخزاد صميمانه نوشتن را از فاضلانه نوشتن بهتر و برتر مي دانست .  

  محمد حقوقي هم بالاخره  به كاروان رفتگان پيوست و چنانكه خود او سروده است در اين عالم هيچ چيزي را سر ماندن نيست و همه دير يا زود رفتني اند امّا با اين وجود چون ايشان از خيل هنرمندان و عاشقان اند نامشان در پيوسته ي تاريخ و در جريده ي عالم به نيكي ثبت مي گردد . يادش گرامي و روحش شاد .

  دریغا که آخر  / رفتی و به حضور نگفتی/ یا دیدی و به غرور نشینیدی / که برخاستن تو و من/ همان نشستن من و تو بود/ من و تو /  که هرگزا / ما نشدیم  /  و اگر شدیم /   چنانکه باید گویا نشدیم    ………                                   

  

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 2:29  توسط عبدالله لطیف پور  | 

    از درد سخن گفتن و از درد شنيدن با مردمي كه خود اهل درد و درك اند و رنج ها و مصيبت ها را حس مي كنند و لمس نموده اند فرصت و غنيمت بزرگي است و همين بيان ساده ي دردها و رنج هاي بي شمار چونان مرهمي معنوي و مفرّحي قوي از يك طرف التهابات دروني گوينده را فروكش  مي نمايد و از طرف ديگر بر مذاق و مزاج اهل درد نيز خوشايند و مفيد خواهد بود،  هرچند براي بي دردان  به قول زنده ياد مهرداد اوستا  از درد سخن گفتن خود درد بزرگي است .

    امروزه  دردها ومصيبت هاي مردمان ما و خصوصاً نسل جوان ما حقيقتاً فراوان و جدّي و تا حدودي غير قابل شمارش اند  . بيكاري و نداشتن شغل و در آمد كافي ، نداشتن آزادي در انتخاب سبك زندگي و... ،فراهم نبودن  زمينه هاي مناسب براي رشد خلاقيت جوانان ، اعتياد و... برخي از عمده ترين مشكلات و مصايب آن هاست .

  خوشبختانه بسياري از جوانان ما به همان نسبتي كه دردهايشان فراوان است درك و دريافت آن ها هم از مسايل در حد بسيار بالايي است و آن ها در بسياري از فعاليت هاي فرهنگي، ورزشي ، سياسي و... درك و دريافت مناسب خود را نشان داده اند .

   اعتياد يكي از آن هزاران دردي است كه به آساني بسياري از همين جوانان آگاه ما را در كام خود فرو برده است وهر روز به شمار جوانان معتاد شهر و ديار ما افزوده مي شود . اگر زماني درد اعتياد فقط در شهرهاي بزرگ قرباني مي گرفت اما امروز در شهرهاي كوچك و حتي در روستاها نيز در حال گسترش است ودوزخ اعتياد همچنان شعار « هل من مزيد » مي زند و جوانان ما شديد در معرض سقوط در چاه ويل اعتياد قرار دارند .

   معتاد را عده اي مجرم مي دانند و عده اي مريض . درهردو تلقي از معتاد بايد به دنبال زمينه ها و علل جرم و يا بيماري گشت نه به دنبال برخورد و يا احيانا نكوهش آن ها .   فرد معتاد را حتي اگر مريض هم به حساب آوريم همين درد او خود به خود زمينه ي جرم و بزه هاي بيش تري را نيز براي او فراهم مي نمايد .  

    اعتياد يكي از بلاهاي بزرگ قرن است . در شهر ما هر روز شمار معتادان در حال زياد شدن است .  اگرچه ظاهراً برنامه هاو امكاناتي  براي معتادان در شهر وجود دارد اما  هرگز اين امكانات كافي نيست و بايد در برابر اين بلاي خانمان سوز تدابيري اصولي تر انديشيد و تلاش نمود  زمينه هاي گرايش جوانان به اعتياد را كم كرد .

   اختصاص يك روز سال براي مبارزه با اعتياد در سطح جهاني  اگرچه اقدام لازم و  شايسته اي است اما هرگز كافي نيست و بايد روزها و سال ها در مورد اين بليه ي قرن انديشيد و براي مهار آن چاره انديشي هاي بيش تري نمود

+ نوشته شده در  جمعه پنجم تیر 1388ساعت 3:35  توسط عبدالله لطیف پور  |