تبليغاتX
ساحت نگاه

ساحت نگاه

فرهنگی. ادبی. دینی

شريعتي روشنفكري باورمند و مورد باور

   فردا سالروز وفات – يا شهادت -  زنده ياد دكتر علي شريعتي است . دكتر شريعتي روشنفكري انقلابي ، سخنوري ماهر ، نويسنده اي بزرگ و مبارزي نستوه بود . شريعتي  بدون شك يكي ازروشنفكران ديني و تأثير گذار ايران است كه برخي او را با بزرگاني چون علامه محمد اقبال لاهوري مقايسه كرده اند .  زنده ياد دكتر علي شريعتي از شخصيّت هايي بود كه من در دوراني از عمر خود شديداً درويش و مريدش بودم و البته اكنون هم  علی رغم مشکلاتی که با قرائت های ایدئولوژیک ایشان از دین دارم كماكان او را دوست دارم .  در دبيرستان با برخي از آثار او آشنا شدم  . در دانشگاه ديگر آثار او را با عمق بيش تر مطالعه كردم  و با افكار و آثار او آشنا تر شدم امّا اعتراف مي كنم كه با مطالعه ي يك بار و چند بار آثار شريعتي به صورت فردي و سرخودهرگز نتوانستم به صورت منسجم و سازمان يافته با دستگاه تقريباً غير منسجم و در عين حال شكوهمند افكار ايشان آشنا شوم . بعدها من شريعتي را از طريق دكتر سروش شناختم  همچنانكه مولانا را هم .  تصور  نمي كنم كسي در ايران تحليلي تر و زيباتر از سروش در مورد شريعتي سخن گفته باشد  . عده اي مغرضانه به خاطر گرايشات ديني اش او راتحقير كرده اند و عده اي هم فقط به تجليل اش بسنده نموده اند  . اما دكتر سروش اولاً چون خود نيز  از تبار روشنفكران ديني است و ثانياً از آن جايي كه پيوسته در مباحثات و محاسبات اش  تحليل را فراتر از تجليل دانسته است سخنان و نوشته هاي او در شناخت شريعتي و شناساندن او كاملاً عالمانه و منتقدانه است وخصوصاً كتاب ارزشمند «از شريعتي » ايشان مرجعي موثق و مطمئن براي شناخت شريعتي و آثار و افكار ايشان  به شمار مي آيد و حتي به نظر مي رسد ديدگاه دكتر سروش در مورد چگونگي مرگ او نيز كه در همين كتاب مفصل بحث شده است –  چنانكه سروش معتقد به مرگ طبيعي شريعتي است نه شهادت او -   موثق ترين ديدگاه باشد .

    دكتر شريعتي در اسلام شناسي ، تاريخ و فلسفه ي تاريخ ، جامعه شناسي، اديان و مذاهب  و... آثار و نوشته هاي زيادي دارد كه در مورد آن ها گفتني ها گفته شده است و هنوز هم مجال گفتن و نوشتن هست اما در اين روز كه به تكريم نام و ياد او اختصاص يافته است  مناسب مي دانم كه فقط به ذكر يكي از ويژگي هاي  ارزشمند شخصيّتي ايشان در اين مجال بسنده نمايم .

    شريعتي بر اساس گفته هاي آشنايان و همراهان و دوستان اش و چنانكه آثار ، نوشته ها و عملكردهاي مختلف سياسي ، ديني و اجتماعي اش گواهي مي دهند ، انساني اهل باور بودو البته  باورمندي شريعتي فقط مختص و منحصر به مسائل ديني و عقيدتي نمي شود بلكه او عميقاً به مردم و نيروي مردم و با مشكلات و معضلات آن ها آشنا بود ، علايق و دلبستگي هايشان را مي دانست و دردهايشان را باور داشت و در پي چاره بود و براي رفع مشكلات مردم با جان و دل مبارزه مي كرد  .  همين باورمندي او به مردم  بود كه ايشان را عميقاً در ميان مردم نيز مورد باورو اطمينان قرار داده بودو امروز بعد از نزديك به سه دهه از وفات ايشان همچنان ياد  او زنده ونام او به نيكي  بر سرزبان ها  است . 

   باور مندي مردم به همديگر و خصوصاً به روشنفكران و بزرگان خود سرمايه ي اجتماعي بزرگي است كه بايد قدر آن دانسته شود و راه هاي كسب و حفظ آن هم مشخّص گردد . امروزه بسياري از كساني كه ادعاي رهروي شريعتي را دارند چنان مردم را به خاطر عملكردهاي ناصواب خود بي باور كرده اند كه حتي همين مردمي كه با سخنان شريعتي حاضر به بذل جان خود بودند اما امروزه حوصله ي شنيدن سخنان رهروان قلّا بي شريعتي را هم ندارند .

   باور مردم ارزشمند و در عين حال متغیر است، اگرچنانكه روزي  مردم باورشان را به روشنفكرانشان  كه در حالت ايده ال بايد گروه مرجع جامعه باشند به خاطر عملكرد ناصواب برخي از آن ها از دست دهند اين بار گروه هاي مرجع مردم گروه هايي  خواهند بود كه در مراجعه و اتكاي به آن ها هيچ خير و صلاحي براي جامعه  وجود نخواهد داشت .

 در پايان  ياد و خاطره اي اين معلم بزرگ و صادق را گرامي مي دارم و به روح بلند او درود مي فرستم .

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت 4:27  توسط عبدالله لطیف پور  | 

اين است راه ما

    بعد از انتخابات  و مسائلي كه حول و حوش آن پيش آمده است دوستاني به طرق مختلف يقه ي ما را چسبيده و ما را به خاطر شركت در انتخابات و تشويق و تشجيع مردم به حضور در صحنه ي انتخابات مؤاخذه مي كنند و بعضاً با نيش و كنايه و زخم زبان از همين حالا به نقد عملكرد ما مي پردازند . به عنوان  فردي كه در انتخابات شركت نموده ام اگر چه از بابت مسائل به وجود آمده عميقاً نگرانم  امّا با اين وجود همچنان  به راهي كه انتخاب كرده ام و آن راه همانا راه سبز دموكراسي است افتخار مي كنم وتا روزي كه زنده باشم رهرو همين مسير خواهم بود وبر اين باورم كه  بهترين راه براي عزّت و سربلندي ايران و رفع مشكلات اين كشور پهناور و كثير المّله همان دموكراسي است كه انتخابات هم يكي از مظاهر آن است. همچنين بر اين باورم كه مشكلاتي را كه در روند حركت هاي دموكراتيك در جامعه ايجاد مي شود  بايد از طريق دموكراسي و روش هاي دموكراتيك  پيگيري نمود ،  به قول يكي از نويسندگان غربي « مشكلات دموكراسي را هم بايد با دموكراسي رفع و حل نمود » .  افتخار مي كنم كه در اين انتخابات   مردم را به آگاهي و بازيگري در زندگي سياسي خويش فراخوانده ايم نه به انجام  حركت هاي كور و يا به تماشا گري و بي خبري و خانه نشيني و گوشه گيري  . ما وظيفه ي خود را به عنوان يك شهروند و يك انسان دردمند و علاقه مند به صلح و صفا و مدارا  در حد توان خود در جهت استيلاي بهتر و بيش تر قانون و استقرار كامل  دموكراسي انجام داده ايم و  اگر پاداش كساني كه در راه دموکراسی توام با مدارا قدم مي گذارند نكوهش و سرزنش است هرچه  مي خواهيد ما را سرزنش كنيد .  

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388ساعت 11:33  توسط عبدالله لطیف پور  | 

موج سبز

  ديروز و ديشب سقّز سراپا شور و وجد بود . موج سبزي كه در تمام كشور ايجاد شده بود در سقّز هم  به زيبايي خروشان و جاري بود . در ايجاد اين موج خروشان سهم جواناني كه در اين چند سال گذشته به شيوه هاي مختلف تحقير مي شدند بسيار بيش تر از ساير گروه ها بود .  كودكاني و نوجواناني  كه از لحاظ قانوني هنوز به سن رآي دادن نرسيده بودند نيز در گرم كردن فضاي انتخاباتي بسيار مؤثر بودند . دمدمه هاي غروب، ستادهاي انتخاباتي ميرحسين موسوي مملو از جمعيت بود و  بسياري از جوانان و نوجوانان به صورت خود جوش به ستادها مي رفتند و عكس ها و برنامه هاي آقاي موسوي را مي گرفتند و منتشر مي كردند . شربت و شيرني و پذيرايي و وعده و وعيدهاي  برخي از ستادها چنگي به دل جوانان  نمي زد وترنم و  زمزمه ي سرود شيرين  يار دبستاني كام جان جوانان را شيرين مي نمود . اگرچه مردم سقّز در مناسبت هاي مختلف بارها چنين حماسه هايي را آفريده اند امّا اين حركت پرشور در انتخابات چند سال گذشته بي نظير بود .

    ديروز مردم سقز و جوانان ما سهم خود را در تبليغات به خوبي ادا كردند و فردا در روز انتخابات هم با رأي خود حلقه هاي ديگر اين حماسه ي بزرگ را تكميل خواهند كرد والبته  بعد از رأي مردم ، همه ي  نگاه ها معطوف به كيفيت برگزاري انتخابات و حراست و صيانت از آراي مردمي است . اميدوارم دولت نهم كه هنوز خود را در صداقت وصراحت بي نظير مي داند با صيانت از آراي مردم صداقت خود را نشان دهد و در صورت باخت در انتخابات قدرت و اختيار قوه ي مجريه را با احترام و تمكين به منتخب مردم واگذار كند چون  خير و صلاح همه ي ما ايرانيان در سايه ي صلح و صفا و آرامش و مدارا ست .

   بعد از روز انتخابات اگر چنانكه رئیس جمهور منتخب مير حسين موسوي باشد بايد اولاً قدر اين حجم عظيم حاميان خودرا  كه موجد اين امواج سبز و خروشان شده اند بداند و ثانياً با محقق نمودن آن وعده هايي كه داده است رضايت و باور مردمي را كه بسياري از آن ها بدون هيچ گونه چشمداشتي از او حمايت مي كردند ،به دست آورد  چون امروزه  در ايران بسياري از بدبيني هاي عمومي و داوري هاي ناصواب نسبت به كانديداها به خاطر آن است كه مردم نسبت به بسياري از اشخاص و مفاهيم بي باور شده اند .

  اينك كه مهندس مير حسين موسوي در سايه ي حمايت هاي مردمي و برنامه هاي خود و حمايت ها ي بسياري از گروه ها و احزاب اصلاح طلب و از جمله شخص  آقای خاتمی توانست چنين موج بزرگي را درحمايت خويش در جامعه ايجاد كند، انتظار مي رود كه با صداقت و مديريت علمي و صراحت خود در طول این چهار سال مردم را همچنان باورمند به خود و راه سبزش باقی بگذارد چون حقیقتا صیانت از باور مردم از صیانت از آرای آن ها کم ارزش تر نیست .   

                «  ما زنده به آنيم كه آرام نگيريم            موجيم كه آسودگي ما عدم ماست »             

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388ساعت 10:40  توسط عبدالله لطیف پور  | 

پايان مناظرات ، آغاز مشاجرات

   مناظره ها ي  تلويزيوني بين كانديداهاي دهمين دوره ي رياست جمهوري در ايران يكي از اسباب اصلي گرم شدن بازار انتخابات در اين دوره است . در اين مناظره ها هركدام از نامزدها براي شكست دادن طرف مقابل خود از شيوه هاي مختلفي بهره مي بردند و گاه به جاي مناظره در مورد برنامه هاي يكديگر به محاسبه ي گذشته ي هم مي پرداختند  و از موضوع اصلي مورد بحث خارج مي شدند . مجري  اين برنامه ي مهم  هم گويا  از ترس اينكه  نكند شائبه ي حمايت از كسي پيش بيايد  چندان در جريان مباحث   شركت نمي كرد و بحث ها را هدايت نمي نمود و نتيجتاً خيلي از بحث ها از مدار خود خارج شده و به  حاشيه ها كشيده مي شد .  

  در اين مناظرات اگرچه به خاطر برخي مناقشه ها و بگو مگوهاي غير ضرووري، مردم چندان بارنامه هاي كانديداها آشنا نشدند امّا با منش و روش و اخلاق و شيوه ي برخورد آن ها با هم آشنا گشتند و آستانه ي تحمل پذيري و نقد پذيري  كانديداها ي مختلف براي آن ها روشن گرديد .

   شيوه هاي مختلفي كه كانديداها در برخورد با هم در پيش مي گرفتند متفاوت بود و حتي برخي از   آن ها براي اثبات حقانيت خود از بهره بردن از سفسطه ، مغالطه و خصوصاً مغالطه هاي آماري هم ابايي نداشتند .

   درست است كه  در جريان گرد و غبار حاصل از اين مناقشه ها حقيقت تا حدودي براي مردم مشوب گرديده است  امّا  انتظار مي رود مردم با آگاهي و هوشياري كامل اين گرد و غبار ها را بزدايند و خود فارغ از جار و جنجال هاي تبليغي به حقيقت امر پي ببرند .

    اگرچه مناظره  ها معمولاً در اكثر نقاط عالم به نوعي با محاسبه ها و مجادله ها و حتي مناقشه هايي  همراه اند و انتظار اين هم مي رفت كه اين مناظره هاي تلويزيوني در ايران هم قرين اين مسائل باشد  امّا  در اين مناظره هاي حساس محاسبه ي برخي از مسائل خصوصي كانديداها و بستگان و وابستگان آن ها و كشاندن نقد به  حوزه ي خصوصي و حريم هاي خانوادگي آن ها چندان شايسته نبود .   

  اگر مناظره هاي كانديداهاي انتخابات در ايامي غير از ايام تبليغات و با حضور متخصّصاني بي طرف و مجري توانمندي برگزار مي شد شايد اين چنين به مشاجره و مناقشه نمي انجاميد .

 با پايان مناظره ها ، اما اينك مناقشه ها و مشاجره ها شديدتر گشته است وبايد از بابت تأثير منفي اين مناقشات و تخريب ها در زمينه هاي مختلف و برروي فعاليّت هاي سياسي ، فرهنگي و اجتماعي نگران بود . امروزه كشور ما و ملّت ما بيش از هر موقع ديگر به همدلي و همكاري نياز دارند . اختلاف آرا و افكار بين مردم و مسئولان و احزاب مختلف ، امري طبيعي و حتي بركت آفرين است مشروط به اينكه اين اختلافات باعث ايجاد خشونت و عداوت بين گروه هاي مختلف نگردد .

  در پايان ذكر اين نكته را ضروري مي دانم كه كانديدايي  كه آداب مناظره با رقيب انتخاباتي خود را به خوبي نمي داند  فردا بر روي ميز مذاكره در برابر مخالفان خود با چه ادبياتي و با كدام شيوه برخورد خواهد كرد ؟

   

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت 4:4  توسط عبدالله لطیف پور  | 

كروبي و خطاي كروبيانش

    چهار سال پيش در چنين روزهاي  تعداد زيادي از مردم ايران به دلايلي كه فعلاً مجال بحث از آن ها نيست ترجيح دادند كه درانتخابات رياست جمهوري ايران شركت نكنند و با تحريم خود صداي اعتراض خود را به گوش مسئولان برسانند . در سايه ي تحريم شمار زيادي از مردم، جناح اصول گرا كه در خرداد 76 از جريان اصلاح طلبي شكست خورده بوداز فرصت به وجود آمده به خوبي استفاده كرد و زمام قدرت را به دست گرفت . بعد از گذشت چهارسال از زمام داري قوه ي مجريه به دست اصولگرايان و بعد از ناكامي ها و نامرادي هاي آنان در حوزه هاي مختلف سياسي ، اجتماعي ، اقتصادي ، سياست خارجي و ... امروزه تعداد زيادي از مردم از شيوه ي مديريت آن ها ناخرسندند و به نظر مي رسد در انتخابات 22 خرداد اين ناخرسندي خود را به وضوح نشان مي دهند . تعداد زيادي از  اهل تحريم نيز بعد از گذشت چهار سال وقتي مي بينند كه تحريم راه به جايي نمي برد امروز از  وجوب حضور در انتخابات سخن مي گويند و معتقدند كه عدم حضور در انتخابات مساوي با پيروزي دولت فعلي است .  با اين وجود و علي رغم تغيير ديدگاه تعدادي از تحريميان اما عده اي نيز از كانديداهايي حمايت مي كنند كه چون احتمال رأي آوري آن ها  كم است عملاً حضور اين بار آن ها نيز چندان مؤثر نخواهد بود و به نفع  دولت فعلي و شخص آقاي احمدي نژاد است .

   يكي از كانديداهايي كه تعدادي از تحريميان گذشته و غير تحريمي ها و معدودي از اصلاح طلبان  از او حمايت مي كنند آقاي مهدي كروبي است . قطعاً آقاي كروبي يكي از رجال سياسي و اصلاح طلب و تأثير گذار ايران است و هرگز نمي توان برخي از توانايي ها و شايستگي هاي او را انكار كردهمچنانكه هرگز نمي توان از خطاهاي گذشته ي او نيز چشم پوشيد اما در شرايط فعلي به نظر مي رسد با توجه به اينكه آقاي كروبي از حمايت احزاب اصلي و مهم اصلاح طلبان برخوردار نيست و شانس پيروزي او كم است ، حمايت از او و رأي دادن به او از رأي هاي اصلاح طلبان مي كاهد و نتيجه اي كه از صندوق هاي رأي بيرون مي آيد به نفع كروبي و كروبيانش نخواهد بود بلكه شانس پيروزي محمود احمدي نژاد را بيش تر خواهد كرد . اميدوارم حمايت كنندگان از كروبي  حساسيّت اين مسئله را در نظر داشته باشند و به تداوم وضع موجود كمك نكنند و براي فرداي اين رفتار خود جوابي در پيشگاه مردم داشته باشند .        

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم خرداد 1388ساعت 22:34  توسط عبدالله لطیف پور  | 

در مسير توسعه

   بدون شك يكي از مهم ترين مطالبات مردم ايران در تمام انتخابات ها و فعاليّت هاي سياسي توسعه ي همه جانبه است . پارادايم توسعه مباني و اصولي دارد كه يقيناً جز با شناختن و به كار بستن آن ها رسيدن به توسعه غير ممكن خواهد بود . بنابرين براي داشتن يك جامعه و كشور مترّقي و توسعه يافته بايد آن  مباني را شناخت و به كار بست و همچنين با موانع توسعه ي همه جانبه نيز آشنا بود و سعي در بي توجهي و كنار گذاشتن آن  ها داشت . توسعه قطعاً با شعار محّقق نمي شود به قول معروف « شب نگردد روشن از نام چراغ » توسعه و پيشرفت با دروغ و ظاهر سازي سازگاري ندارد . توسعه زاييده ي احساسات تند و آتشين و قهرمان بازي و بت سازي نيست . توسعه با مديريت بي مدارا و خشن كه سعي در نفي تفاوت ها  دارد قابل تصوّر نيست . توسعه بازبسته ي  خرد جمعي است نه توانايي هاي فردي شخصي خاص . دكتر محمود سريع القلم، استاد علوم سياسي دانشگاه بهشتي تهران ،  براي توسعه مباني و اصولي چون ؛   آينده نگري، كاركرد گرايي ، نظام آموزشي پويا ، جدي گرفت بحث توسعه ، شايسته سالاري و ارتباط رقابتي داشتن با محيط هاي بين المللي  و... را نام مي برد .

 سي سال از انقلاب مردم ايران در سال 57 مي گذرد امّا از توسعه ي همه جانبه در كشور خبري نيست . دولت هايي كه در گذشته بر سركار بوده اند اگر چه براي پيشرفت كشور  تلاش هايي  نموده اند   و در برخي موارد توفيقاتي داشته اند اما هنوز كشور ما با جوامع توسعه يافته فاصله ي زيادي دارد . هنوز صنعت ما ، علم ما ، هنر و ادبيات و محصولات ما در بازارهاي جهاني و در مقياس هاي جهاني حضور چنداني ندا شته و حرفي براي گفتن ندارند و كشور ما هنوز با«  استقلال »  كه يكي از شعار هاي اصلي انقلاب ايران بود فاصله ها داردو به نظر مي رسد اين فاصله ها جز در سايه ي بي توجهي به اصول و مباني اساسي و ثابت پارادايم توسعه  ايجاد نشده  باشد .  

اگر در جامعه اي  به جاي توجه  به اصول اساسي  فوق ، مسائلي چون آينده نگر نبودن ،  شعار زدگي ، نظام آموزشي بسته ، وابسته سالاري و ارتباط عداوتي با محيط هاي بين المللي و ... برقرار باشد قطعاً چنين جامعه اي در معرض انواع آسيب هاي خطرناك قرار خواهد گرفت و بايد براي آينده ي آن بيمناك بود

    اينك كه انتخابات دهمين دوره ي رياست جمهوري در ايران در آستانه ي برگزاري است ، ضروري         مي نمايد كه اهل نظر در زمينه هاي مختلف برنامه ها و ايده هاي كانديداها را با محك ها ي مختلف مورد ارزيابي قرار داده و شخصي را كه توسعه را جدّي مي گيرد و براي آن برنامه و ايده دارد به مردم معرفي نمايند تا مردم عادي تحت تأثير مغلطه ها ی برخی از کاندیداها قرار نگیرند .

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم خرداد 1388ساعت 4:30  توسط عبدالله لطیف پور  | 

امروز رأي، فردا نقد

  بازار انتخابات در ايران در حال گرم تر شدن است . كانديداها  با تمام توان و نيرو و نيروهاي خود  در حال تبليغ برنامه ها و افكار خويش اند . اگرچه امكانات تبليغات براي تمام كانديداها يكسان نيست اما با اين وجود هركدام از نامزدها به نسبت امكانات خود در حال تلاش و    مبارزه اند . بحث انتخابات در ميان مردم در حال جدّي شدن است  و  در كم تر مهماني و محفلي است كه به نحوي سخن از  انتخابات مطرح نباشد . رسانه ي ملي هم به تعبير آقاي تاج زاده  اگرچه «ميلي » اما ناگزير از انعكاس و پوشش اخبار انتخاباتي و برنامه هاي كانديداها است  . ظاهراً اگرچه هر چهار كانديدا هنوز به پيروزي خود اطمينان دارند اما رقابت انتخاباتي در حال دو قطبي شدن است و به نظر مي رسد رقابت اصلي بين  دو چهره ي اصلاح طلب و اصول گرا ؛يعني  مهندس مير حسين موسوي و محمود احمدی نژاد باشد و البته نظر سنجي ها ي مختلف حكايت از پيشي جستن موسوي از احمدي نژاد دارد .

   موسوي و احمدي نژاد هر كدام داراي امكانات متفاوتي براي تبليغ و ترويج افكار و برنامه هايشان هستند . به همان ميزاني كه احمدي نژاد از قدرت و امكانات  و ذخاير دولتي برخوردار است اما امكانات موسوي بيش تر حمايت هاي فكري اصحاب فكر و انديشه  و هنر است كه البته بازتاب و تبلور اين حمايت ها در برنامه ها ي آقاي موسوي هم كاملاً هويداست .

  گفته مي شود كه تجمع بسياري از افراد به دوربرخي از كانديداها  نه بر اساس باورها بلکه صرفاً به خاطر گرفتن پست  و مقام وكسب موقعيت است  وگويا در ستاد برخی از نامزدها حتي تعدادی از    پست  ها هم  تقسيم  شده اند وحاميان این  نامزدها شعار امروز راي و فردا مقام را سر لوحه ي كار و فعاليت خود قرار داده اند .  

  برخلاف گروهي كه در انتخابات فقط مقاصد و مطامع شخصي را در نظر دارند امّا گروهي نيز مصالح عمومي و ملي را در نظر دارند و چون كشور را از جهات مختلف در معرض خطر مي بينند به اين اميد در انتخابات شركت مي كنند تا حضور آن ها  زمينه را براي پيروزي شخصي كه شايسته تر و آگاه تر و در عين حال نقد پذير تر باشد فراهم نمايند .

    در كنار ويژگي هاي اساسي كه قانون براي رئيس دولت در نظر گرفته است ، رئيس جمهور قطعاً بايد نقد پذير باشد و قدرت تحمل و شنيدن صداها ي مختلف را داشته باشد و با خودكامگي صداهاي مخالف را خفه ننمايد و دگرانديشان را بدانديش و دشمن تلقّي نكند .

  امروز ما مصلحت را در آن مي دانيم كه به مهندس موسوي رأي بدهيم و فردا در صورتي كه ايشان  به وعده ها و برنامه هاي نسبتاً  خوبي كه ارائه داده اند عمل نكنند و از مسيري كه ترسيم نموده اند تخطّي نمايند قطعاً همه منتقد و معترض او نيز خواهيم بود و مطمئنيم كه در ميان اين نامزدها موسوي از همه نقد پذير تر است .

+ نوشته شده در  شنبه نهم خرداد 1388ساعت 15:19  توسط عبدالله لطیف پور  | 

روستا ، صداقت ، آگاهي

  ديروز همراه چند تن از دوستان  به روستاي « حسن سا لاران »  زيبا در منطقه سرشيو سقز رفتيم و در مورد انتخابات با تعدادي از  مردم سخن گفتيم . علي رغم تصوري كه هنوز در ذهن برخي ها در مورد روستاييان زحمت كش ما وجود دارد ، امروزه در سايه ي وسايل ارتباط جمعي خيلي از آن ها از برخي از مردمان مدّعي شهري آگاه ترند و خوشبختانه نمي توان رأي شان را به سادگي خريد و آن ها را با زبان بازي و ظاهر سازي  فريفت.  برايم جالب بود كه يكي از روستاييان در حالي كه در سر مزرعه ي خود مشغول كار بود در مورد تركيه وتصميم اتحاديه ي اروپا در مورد آن كشور و... به زيبايي سخن مي گفت . خواست آن ها از رييس جمهور آينده توجّه بيش تر به مشكلات اقتصادي مردم و عمران و آباداني روستا ها و برقراي امنيت و توجه به اقشار پايين جامعه بود . ظاهراً اكثر كانديداها در شعارهاي خود اين خواسته ها را در نظر دارند امّا بايد ديد كه كدام يك از آن ها در عرصه ي عمل صادق تر بوده و هستند و در كنار برخورداري از ويژگي هايي كه براي يك رئيس جمهور در اين عصر و در مقياسي جهاني و داخلي نياز است ؛ از صداقت روستايي نيز بيش تر بهرمندند و مردم به صداقت و آگاهي آن ها باور خواهند كرد  . 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم خرداد 1388ساعت 5:29  توسط عبدالله لطیف پور  | 

خطاهای نازدودنی

1) لابد اين سخن را  همه شنيده ايم كه « بشر جايز الخطاست » و در زندگي اجازه ي خطا كردن و اشتباه كردن دارد. به قول ويكتور هوگو « آدمي تا زماني كه راه مي رود امكان به زمين خوردن دارد  » با پذيرش اين قول هاي زيبا امّا آدمي اگر در زندگي خود و در نوشتن خطوط زندگي اش دقت كافي به عمل نياورد جبران خيلي از خطا ها  و لغزش ها براي او بسيار  هزينه بردار و حتي غير ممكن مي شود ومتأسفانه  در برخي از افتادن ها امكاني براي برخاستن مجدّد وجود ندارد .

  2) دكتر عمر اطميشي، جامعه شناس بزرگ كرد ، ديدگاه جالبي در مورد تعليم و تربيت دارند كه در زمان طرح آن در داخل و خارج كشور اين ديدگاه ايشان بحث هاي زيادي برانگيخت  . او معتقدند كه درمدرسه و  در سال اول ابتدايي نبايد به دانش آموزان « مداد پاك كن » داد چون آن ها به اميد اينكه مي توانند خطاهايشان را جبران كنند چندان در تکالیف و نوشتن هاي خود دقّت نمي كنند و  از اين طريق ياد مي گيرد كه در آينده هم به اميد اينكه مي توانند خطاهاي خود را به وسيله ي مداد پاك كن هايي ديگر پاك نمايند و  جبران كنند در نوشتن خطوط زندگي خود هم  چندان  دقت نمي ورزند .

   3)  سياست ، يكي از تكليف هاو بازي هاي  دشواري است كه گاه عدم دقت درنگاشتن آن و ناآموخته بازي كردن در آن منجر به افتادن ها و لغزش هايي  مي شود كه جبران آن حقيقتاً غير ممكن است و براي همين است كه در بسياري از متون ادبي گذشته ي ما مردمان را از نزديك شدن به كانون آتش سياست برحذر داشته اند امّا با اين وجود انسان هاي وظيفه شناس و مسئوليت پذير هرگز نمي توانند نسبت به تقديرات سياسي بي توجه باشند و از ترس آسيب هاي آن در غار انزوا بگريزند و منفردانه زندگي كنند .

4) اين روزها داغ ترين و مهم ترين بحث در ايران مسئله ي انتخابات است ، امري كه واقعاً چگونه بازي كردن در آن بسيار حساس و ظريف و خطاي در آن تا حدودي جبران ناپذير است . طبيعتا تمام كساني كه رآي مي دهند داراي رأي و نظر هم هستند و آرا و  افكار آن ها ست كه  مي تواند بر روي رأي ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هايشان اثر بگذارد. به باور ما مهم ترين مسئله در اين انتخابات اين است كه مردم به اهميت راي خود پي ببرند و بدون تحليل و بررسي كامل  در مورد انتخابات وكانديداها موضع گيري نكنند و تحت تأثير سخناني كه پشتوانه ي تحليلي و نظري چنداني ندارد قرار نگيرند و شركت و عدم شركت آن ها در انتخابات و حمايت آن ها از كانديدايي خاص بر اساس مشورت ، تحقيق و بررسي و تحليل شخصي افراد باشد و بعد از تمام اين مراحل اگر باز در آينده فرد متوجّه شد كه در نوشتن تكليف سیاسی خويش خطا كرده است در اين چنين مواردي شاید شایسته باشد بگوييم «بشر جايز الخطاست . »                                               

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت 2:18  توسط عبدالله لطیف پور  | 

«شمشاليك مرد»

  خبر مرگ« قاله مه ره » هنرمند صاحب سبك و شمشال زن كرد خيلي غير منتظره و ناخوشايند بود .  باشنيدن اين خبر، ناخودآگاه به ياد يكي از سروده هاي شيركو بيكه س افتادم كه سال ها قبل آن را در رثاي هنرمند بزرگ ، مرحوم حسن زيرك سروده بود و چند سطر از آن شعر را با خود زمزمه كردم هرچند حافظه ام  مدد نكرد كه كل آن شعر را به ياد بياورم و بخوانم / شمشاليك مرد / ئاوازه كاني چوونه سه ر     مه زاره كه ي / كه سه يريان كرد ................

  « قاله مه ره » از تبار هنرمندان مظلوم و محروم و زجر كشيده ي كرد است . او با تمام هنري كه داشت امّا هنر براي او هم بهره ي چنداني نداشت و بارها ديده مي شد كه او در گوشه ي خياباني و روي سكّوي دكاّني مي نشست و با دميدن در ساز  معنوي خود مشتاقاني را به دور خويش پروانه وار جمع مي كرد و اكثر علاقه مندان به نواي طرب افزاي موسيقي او از اين طريق ايشان را از حيث مالي كمك  مي كردند و البته اگرچه ايشان صلت مردم را  صلت فخر مي دانست ولي براي نهادهاي فرهنگي ما     كم توجهي به اين هنرمند بزرگ قابل اغماض و بخشش نيست .  

  مرحوم مامه قاله اگرچه در عمر خود سختي ها و تلخكامي هايي كشيده بود اما در مصاحبه اي كه پارسال با او صورت گرفته بود ايشان از زندگي اين سال هاي خود و حمايت هاي مردم احساس رضايت مي كرد و خوشبختانه در اين سال هاي اخير كمتر همايش و مراسمي بود كه نواي دل انگيز شمشال او حضار اين مراسم را به وجد نياورده باشد .  

    بالاخره  قاله مه ره هم  به كاروان رفتگان و به ديار خاموشان رفت و مطمئنم كه بعد از مرگ او مردم با  گور او بسی بيش تر از خانه اش مراوده خواهند داشت و  جنازه ي او از جسم زنده اش بيش تر مورد تكريم و تعظیم قرار خواهد گرفت و گويا اين سرنوشت مقدّر  بسياري از هنرمندان بزرگ اين ديار است .  در هر حال ياد و خاطره ي اين هنرمند بزرگ را گرامي مي دارم و اين مصيبت را به خانواده ي او و خانواده ي هنرمندان تسليت مي گويم .   

+ نوشته شده در  شنبه دوم خرداد 1388ساعت 4:8  توسط عبدالله لطیف پور  | 

نقد يا موذي گري

  واكنش شديد اللّحن دكتر عبدالكريم سروش در برابر اظهارات نه چندان دقيق  رمان نويس بزرگ ، محمود دولت آبادي ، نقد ها و نظرهاي متفاوتي به دنبال داشت  . منتقدين سروش علي العموم اين بيان خشن و توأم با درشت گويي او  را  خلاف شأن انديشمندي عارف مسلك و  فيلسوف اخلاق گرايي همچون سروش دانسته و  به سببب  همين اقدام اورا  شايسته ي ملامت مي دانند .

اگرچه در اين شرايط حساس  طرح اين مسئله و دعوا نه تنها فايده اي براي اصلاح طلبان ندارد بلكه حتّي آب را به آسياب مخالفان آنان مي ريزد امّا به سبب اهميّت موضوع، هنوز مي توان از زاويه هاي مختلف به بررسي آن پرداخت و اميد داشت كه چنين حوادثي در اين شرايط هرگز تكرار نشود و آبي بر آتش چنين دعواهاي بي حاصلي ريخته شود .

بعد از اعلام حمايت سروش از مهدي كروبي، طبيعي بود كه عدّه اي از طرفداران مهندس مير حسين موسوي از اين اقدام ايشان خرسند نباشند و برهمين اساس كساني چون حميد رضا جلايي پور-  البته خيلي مؤدبانه و عالمانه-  ديدگاه سروش را به چالش كشيدند و سروش نيز در برابر اين چنين نقد ها و مخالفت هايي نيازي به درشت گويي و بر افروختگي نديدند  . امّا جريان برخورد محمود دولت آبادي و انگيزه هاي او در درافتادن  با سروش كاملاً متفاوت بود . دولت آبادي به عنوان يكي از نويسندگان بزرگ ايراني _ بر خلاف نظر سروش كه او را «سست نثر» مي دانند – حّق بزرگي بر گردن ادبيات ايران دارد و با وجود اين شان والا اما در طول سال هاي بعد از انقلاب مورد بي مهري ها و بي توجهي هاي زيادي قرار گرفته است و به همين خاطر  حق دارند به خاطر اين بي مهري ها به خود ايشان و آثارشان در جاي خود شكوه نموده وگله مند باشندو هرگز شايسته نيست كه كساني به خاطر اين شكوه هاو دردهاو فريادهاي قابل درك دولت آبادي از او ناخرسند باشند .  هرچند اشكال كار در اين است كه در اين  اين ماجرا فرياد ايشان بر سر كسي است كه او نيز  هم خود و هم آثارشان مورد بي حرمتي ها و بي مهري هاي فراواني قرار گرفته است .

  طرح  قضيه ي انقلاب فرهنگي در مواجه با سروش به قول دوست بزرگوارمان آقاي توكلي گويي امروزه «مُد» شده است و بيش تر كساني كه مخالف سروش اند هميشه اين قصه را مكرر  كرده و از اين طريق ،خاطر سروش را نيز مكدّر  مي نمايند  در حالي كه اگر  منصفانه منطق سروش و چگونگي حضور و خروج او در اين نهاد  كاملاً شنيده  مي شد به نظر نمي رسد كه اين مسئله همچنان مطرح مي گرديد و رنجش ها  و چالش  هايي اين چنين ايجاد مي نمود .

 سروش بارها اعلام كرده است كه او  هرگز طراح انقلاب فرهنگي نبوده  بلكه يكي از اعضاي آن ستاد  بوده است  ،عضوي كه بعدها به سبب ناخوشنودي از عملكرد آن استعفا مي دهد و در طول حضور خود در آن گروه نيز پيوسته براي بازگشايي دانشگاه ها تلاش نموده  است و هرگز با سفارش ايشان نه كتابي توقيف شده و نه استادي از كار بركنار شده اند با اين وجود    اگر حتي تمامي سخنان مخالفان  سروش و دخالت او را در ستاد انقلاب فرهنگي بپذيريم ، امروزه در مواجه با اين همه آثار و افكار ايشان طرح اين مسئله نه از باب نقادي است و نه از باب دل سوزي بلكه به نظر مي رسد طرح اين بحث نوعي تصفيه حساب كردن شخصي و يا موذي گري است و سروش با علم به اين موضوع است كه اين چنين برخورد هاي خشني دارد و گويي طراحي شده عده اي بر آنند كه سروش را وارد چنين فضايي كنند كه ايشان به جاي زبان نرم  با زبان تنفر  سخن بگويند .

   سروش داراي كتاب ها ، نوشته ها و تئوري ها و نظريات زيادي است و خوشبختانه در ايران و خارج از ايران آثار او مورد انواع نقدها قرار گرفته اند و در آن نوع نقدهايي كه زبان آن ها ليِن و علمي است برخورد سروش نيز با منتقدين  چنين است و سروش اعلام كرده است كه  چنين تضارب آرايي نه تنها ناخوشايند نبوده بلكه بركت آفرين هم هست امّا در برابر سلاح وهن و تحريف نه تنها سروش بلكه حتي عارف بزرگي چون مولانا نيز به تعبير دكتر زرين كوب بارها از كوره در مي رفت و مخاطب معاند را شتم مي كرد .

   من اگرچه شخصاً برخورد استاد دولت آبادي را واكنش و برخوردي از سر درد و رنج كشيدگي مي دانم نه موذي گري  اما بر اين باورم كه درصد بسيار زيادي از مخالفان سروش در برخورد با افكار ايشان به دلايلي  نيتي جز موذي گري ندارند و با طرح قصه ي انقلاب فرهنگي و بي توجهي به اين همه آثار و خدمات بي نظير سروش در زمينه هاي مختلف و در راه خدمت به فرهنگ ، دين و ادبيات ايران، زمينه را براي چنين برخوردهايي فراهم مي نمايند .

  نكته ي اخير اينكه از سروش به سبب فيلسوف اخلاق بودن ، انتظار اينكه سخن نادرست و نسنجيده بشنو د و در برابر آن  سكوت كند  انتظارچندان شايسته اي  نيست . آري سروش فيلسوف اخلاق هست اما مسيح و گاندي و بودا نيست .

     درشت است پاسخ وليكن درشت             درستي درشتي نمايد نخست  

+ نوشته شده در  جمعه یکم خرداد 1388ساعت 4:6  توسط عبدالله لطیف پور  |