تبليغاتX
ساحت نگاه

ساحت نگاه

فرهنگی. ادبی. دینی

از اخلاق سیاسی به سیاست اخلاقی

   عده اي برآنند كه چون سياست پيوندي ناگسستني با  مقوله ي قدرت دارد و قدرت هم در ذات خود فاسد است و قدرت مطلق فساد مطلق به دنبال دارد بنابراين در جهان سياست سخن از ارزش هاي اخلاقي گفتن شأن و جايگاهي ندارد . به گمان اينان  در جهان سياست  مي توان به راحتي دروغ گفت و براي رسيدن به قدرت و يا حفظ آن از انواع روش هاي حيله گرايانه و مزوّرانه بهره گرفت و هيچ ابايي هم از بابت عواقب و پيامدهاي اين چنين رفتارهايي نداشت . وقتي سخن از تضاد و تعارض بين اخلاق و سياست به ميان مي آيد ناخودآگاه انسان به ياد « ماكياول » فيلسوف ونيزي مي افتد كه  ايشان در كتاب « شهريار  »  استفاده از هر وسيله و حيله اي را براي رسيدن به قدرت جايز مي دانست . ايشان در اين كتاب جمله اي دارند كه در عين ناخوشايندي و غير اخلاقي بودن امّا تأمل برانگيز است . او مي گويد « براي رسيدن به قدرت ابتدا برادرت را بكش و اگر توانستي دوستت را نيز »  البته غير از ماكياول فيلسوفان و انديشمندان ديگري هم  چنين تلقي هاي غير اخلاقانه از سياست دارند و داشته اند و حتي فيلسوف بزرگي چون نيچه در كنار اين كه تمام ارزش هاي اخلاقي را در خدمت خواست قدرت مي داند اما ايشان دروغ را يكي از بزرگ ترين قدرت هايي مي داند كه اهل قدرت مي توانند از آن به راحتي بهره برداري كنند .

    آلوده ديدن قدرت كه خود اصلي ترين ركن سياست است  باعث شده است كه در طول تاريخ و حتي تا زمان اكنونيان  نيز با ديده ي ترديد به سياست نگريسته شود . چنانكه از قديم ترين ايام بسياري از فيلسوفان به شر بودن و تباهي سياست گواهي داده اند.  نظريه ي اوگونيستي  قدرت هم كه منسوب به اوگوستين قديس در قرن چهارم و پنجم ميلادي است نيز از جمله نظرياتي است كه سياست را شر و وبال مي داند  و حتي در جهان جديد نيز جز ماركسيست ها كه قدرت را « خير لازم » مي دانند بسياري از مكتب هاي ديگر نيز آن را شرمي دانند چنانكه آنارشيست ها آن را « شر غير لازم » و ليبرال ها آن را« شر لازم» مي دانند . 

     يكي از مهم ترين و بزرگ ترين طرفداران اخلاقي كردن سياست اديان هستند . عامل بازدارنده ي دين و ترس از خشم الهي يكي از عوامل بسيار مهمي است كه مي تواند تاحدودي فسادها و طغيان هايي را كه در ذات قدرت وجود دارد كم تر نمايد .

   با نگاه به سيره ي رسول اكرم و خلفاي بعد او ، مي توان به روشني نمونه هايي را در تاريخ سراغ گرفت كه حاكم و خليفه علي رغم برخورداري فراوان از قدرت مطلق اما  از ترس عوامل بازدارنده وترس از تهديدها و عقوبت هاي الهي  هرگز دچار فساد و تباهي و آلود گي نشده اند و اخلاق ديني و انساني را به زيبا ترين شكل با قدرت درآميخته اند .

  پيامبر اسلام در كنار برخورداري از قدرت ديني از قدرت سياسي فراواني نيز در دو دهه ي آخر عمرش برخوردار شده بود اما با اين وجود او معلم اخلاق مردم هم بود و مردم امانت و صداقت و كرامت و شرافت را از او مي آموختند چنانكه خود ايشان مي فرمايند « بعثت لاتمم مكارم الاخلاق »

  درست است كه يكي از ويژگي هاي جهان جديد سكولاريسم و  جدايي دين از سياست است امااگر سياست مداران امروزي  در عين حفظ استقلال سياست  براي مهار قدرت و ترس از طغيان هاي آن عنايتي هم به اديان و تعاليم انبيا داشته باشند ؛ معنويت پيام آن ها مي تواند  آن ها را از بسياري از سركشي هاي قدرت مصون و محفوظ بدارد « اِنّ الانسانَ لِيطغي / اَن راهُ استغني »

    در پايان اگرچه با تأخير اما عيد مبعث را به همه ي شما گراميان  و دوستداران صداقتو عدالت و معنویت تبريك مي گويم        

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت 22:7  توسط عبدالله لطیف پور  | 

ناموزوني

   بدون شك سقّز در اين سال ها يكي از حسّاس ترين ودر عين حال فعّال ترين شهرهاي كردستان و حتي ايران در حوزه ي مسائل سياسي ، ديني ، فرهنگي و... بوده  است .فعّاليت و حسّاسيت هايي كه در اين شهر وجود دارد بازبسته ي عوامل متعددي است كه در اين ميان وجود گروه هاي مختلف و متعدد سياسي ، ديني، فرهنگي  و... در اين شهربسيار برجسته و تعيين كننده است تا جايي كه به عنوان نمونه برخي شمارشاخه هاي يكي از گروه هاي مذهبي را در اين شهر چيزي در حدود نوزده گروه به حساب مي آورند .

    اگرچه از طرفي به سبب اين حساسيّت هايي متنوعي كه هست و فعاليت هاي مختلفي كه در شهر صورت مي گيرد بايد احساس خوشحالي نمود و اين فعاليت ها، خود نشان از زنده بودن و حساس بودن مردمان اين ديار مي دهد اما از جهاتي ديگر بايد از بابت اين تقسيم شدن هاي مكرر- اكثراً غير ضروري-  هم احساس خطر نمود .

   وجود سليقه ها و گرايشات مختلف و متكثر فكري در يك جامعه در صورتي مي تواند بركت آفرين و تحول آفرين باشد كه جامعه و گروه هاي مختلف به تكثر گرايي و اختلاف و تنوع احترام بگذارند ؛ اما در جامعه و محيط هايي كه افراد و گروه هاي مختلف فقط حزب و گروه و دسته ي خود را برحق مي دانند و ديگران را به خائن بودن و كافر بودن و... متهم مي كنند ؛اين تنوع ها نه تنها مفيد نيست بلكه مي تواند تنش زا و مشكل آفرين هم  باشد .

   امروز در شهر ما از هرمسجدي ندايي شنيده مي شود ، از تريبون هاي هر گروه و حزب سياسي اي راي و راه متفاوتي نشان داده مي شود و هر گروهي چنان با تعصبّ و تصلّب بر ايده وعقيده خويش چسبيده است كه نه تنها شنيدن سخنان ديگري را بر نمي تابد بلكه حتي با كراهت و حقارت به وابستگان ساير گروه هاي مختلف نظر مي اندازند .

   جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه    چون نديدند حقيقت ره افسانه زدند

    به باور ما ناموزوني يكي از مهم ترين ويژگي هاي فعاليت هاي مختلف فكري ، ديني و سياسي در شهر ما و برخي از شهرها و محيط هاي ديگر است . اگر قبول كنيم كه تكثر گرايي يكي از بهترين راه ها براي امكان حضور خوانش هاي مختلف و كم كردن تنش هاست اما ناموزوني مي تواند تمام امكان ها را سلب كند ، فعاليت ها ي مثبت و سازنده را خنثي كند و نوعي آشفتگي و سردرگمي  را در جامعه و در زمینه ی فعالیت های مختلف ايجاد كند .   

  با قبول تمام فوايدي كه بر تكثرگرايي و تنوع مترتّب است اما تا زماني كه فعاليت هاي ما گرفتار بلای ناموزني باشند و گروه هاي مختلف بدون هدف مشترك در جهت عناد و يا انكار همديگر قدم بردارند ،فعاليت هاي متنوع آن هاهرگز راه به جايي نخواهد برد .

يكي از عقل مي لافد  يكي طامات مي بافد     بيا اين داوري ها را به نزد داور اندازيم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 5:9  توسط عبدالله لطیف پور  | 

استبداد شرقي

    چيني هاي چپ بين دراين عصر ارتباطات وانفجار  اطلاعات و در پيش چشمان تيز بين جهانيان ، بيش تر از صد و پنجاه نفر از همشهريان مسلما ن خود را به بهانه ي اعتراضات خياباني و البته مدني   ، بي شرمانه و  بي رحمانه در خيابان ها  به خاك و خون كشيدند و شمار زيادي از مسلمانان را نيز زخمي و مجروح كردند  . با ديدن و  شنيدن اين خبرتلخ، ضمن اينكه  قلباً به خاطر چنين برخوردهاي نابرادرانه و  ناجوانمردانه ي چينيان  با  بسياري از انسان هاي مومن و  مظلوم كه اتفاقاً هم دين و هم مذهب ما نيز هستند متاسف و متاثر شدم اما وقوع اين حادثه و فاجعه در آن سرزمين و شيوه ي برخورد و عكس العمل كشورهاي اسلامي با عاملان اين جنايت هم برايم تلخ و  سوال برانگيز بود .

1)   واكنش كشورهاي اسلامي و كشورهاي عربي در برابر اين تجاوز بسيار نرم و كمرنگ بود و هرگز  اين واكنش ها در سطح اين جنايت عظيم  و نسل كشي بزرگ نبود .

2)   دولت تركيه و شخص رجب طيب اردوغان رئيس جمهور اين كشور تاكنون شديدترين واكنش ها را  در اين زمينه نشان داده اند همچنانكه در جريان حمله ي اسرائيلي ها به غزه هم واكنش تركيه و دفاع آن ها از فلسطيني ها هم قابل قبول بود   .

3)   اگرچه شمار مسلمانان در چين و ماچين ودر شماري از كشورهاي عالم در اقليّت اند اما مسلمآً آن ها  اقليّت كمي در جهان  نيستند . علاوه بر اينكه جمعيت زياد  مسلمانان خود مي تواند يكي از مانع هاي بزرگي در برابر تجاوز دشمنان و مخالفان آن ها باشد اما امكانات  دول اسلامي  فقط نيروي انساني و شمار زياد مسلمانان  نيست  . كشورهاي اسلامي بيش ترين و بزرگ ترين منابع انرژي را در اختيار دارند . يكي از بزرگ ترين بازارهاي مصرف  محصولات غربي و شرقي را هم دارا هستند و در عين حال  موقعيت ارزشمند استراتژيكي  و جغرافيايي آن ها هم خود حديث ديگري است اما متاسفانه اين كشورها با داشتن اين همه توان و امكانات هنوز توان دفاع و حراست از اقليت هاي ديني خود را كه در كشورهاي عالم پراكنده اند  چندان ندارند .  

4)   استبداد شرقي و دسپوتيسم كه خود به تعبير ماركس محصول عواملي چون شيوه ي توليد آسيايي و...  است  يكي از مشخصه هاي برخي از كشورهاي شرقي و از جمله چين بود . در اين عصر جديد انتظار مي رفت كه دولت چين در سايه ي توسعه ي اقتصادي  به سوي توسعه ي سياسي و انساني هم گام بردارد ولي وقوع اين فاجعه نشان مي دهد كه اين كشور  سوداي چنين تغيير و تحولاتي را ندارد و همچنان بر رويه ي مستبدانه ي خود – البته در فرم و شكلي جديد -   ادامه مي دهد اما وقوع اين حادثه مي تواند نقطه ي عطفي براي  شروع و پيگيري مطالبات قومي و سياسي مردم در آن كشور بزرگ و پهناور باشد .  

+ نوشته شده در  شنبه بیستم تیر 1388ساعت 16:43  توسط عبدالله لطیف پور  | 

باز هم روزی تلخ

       امروز همراه  جنازه ي پسر جوان يكي از همسايگان مان كه اصالتاً اهل روستاي پارسانيان اند و متأسفانه در هنگام كارگري در تهران از ساختماني چند طبقه سقوط كرده بودند به اين روستا ي زيبا و زيارتي رفتم . روستاي زيبايي كه من فقط نام آن را به سبب وجود مرقد يكي از اولياي الهي به نام « سيد شكرا... »  شنيده بودم  ولي فرصت زيارت مزار آن بزرگوار و ديدن آن روستا را نيافته بودم . همبستگي مردم اين روستا و همچنين  استقبال آن ها  از ميهمانان و دلجويي و همدلي و همدردي آن ها با خانواده ي آن مرحوم مثال زدني بود .

      خيلي از مردمان روستاهاي ما وقتي مولد خود را به دلايل مختلفي همچون ادامه تحصيل فرزندان شان يا براي كار و...  ترك مي كنند امّا همچنان دلبسته ي آن اصل خود هستند و اگر ناگزير براي گذران زندگي مادي خود راه شهرها را در پيش مي گيرند اما هواي ده همچنان در دل و جان آن ها خانه كرده است و خيلي از روستاييان شهرنشين طبق وصيت خود و يا وصيت ناكرده بعد از مرگ  نعش آن ها را به خاك پاك روستاهاي خود مي سپارند . اين دلبستگي به روستاها نشان مي دهد كه اگرچنانكه در دهات ما امكانات رفاهي و شغل و كار و منزلت و....وجود داشت هرگز اين مردم ،روستاهاي خود را ترك نمي كردند و راه بي راه شهرهاي دور و غريبي و تنهايي و عملگي و... را در پيش نمي گرفتند .

   مرگ اگرچه قصه ي تلخ و واقعيت دردناكي است اما مرگ جوانان دل آدمي را مي لرزاند . به راستي چرا بايد اين جوانان ما امكانات كار كردن و شغل و درآمد مناسب را در روستاي خود يا حداقل در شهر و استان خود نداشته باشند و براي امرار معاش بايد هر روز عده اي از آن ها يا در جاده ها در هنگام  كار قاچاق و يا در شهرهاي بزرگ و خشن  به علت ناآشنايي با شيوه هاي كار اين چنين تلف شوند و خانواده و بستگان و همشهريان خود را داغدار نمايند .

   امروزه مظلوم ترين قشر در جامعه به قول شاملو « بچه هاي اعماق » و  جوانان خانواده هاي محروم و مظلوم هستند كه از چندين طريق به آن ها ظلم مي شود . آري اين جواناني كه به تعبير حافظ شايستگي  آن را داشتند که لوح زرين در کنار  داشته باشند در سایه ی بی مسئولیتی ها روزگار اين چنين به سادگی  لوح هاي سنگين را بر سرشان مي گذارد .        

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم تیر 1388ساعت 2:28  توسط عبدالله لطیف پور  | 

تقدم آزادي بر دموكراسي

1)   قبل از انتخابات در مورد چرايي و چگونگي شركت در انتخابات با دوستان و بستگان و گاه دانش آموزان عزيزم بحث ها و مجادله ها مي نموديم و هركسي از زاويه ي ديد خود در اين مورد سخن  ها مي گفت  و استدلال ها مي نمود . يكي از دوستان فاضلم در مورد انتخابات و شرايط فعلي ايران نگاه هاي بديعي داشت و خيلي علمي و مستند سخن مي گفت ودر اثناي سخنانش  خيلي ازفريد زكريا  نویسنده ی هندی تبار آمریکایی و كتاب ارزشمند اوتحت عنوان « آينده ي آزادي »  كه من آن موقع آن را مطالعه نكرده بودم  سخن مي گفت و به انديشه هاي او استناد مي كرد .

2)  چند روز پيش اين كتاب را از يكي از دوستانم گرفتم و مشتاقانه شروع به مطالعه آن كردم و با مطالعه ي آن تصور مي كردم كه گويي اين كتاب براي تحليل اوضاع سياسي اين سال هاي  ايران و بسیاری از کشورهای خاورمیانه  نوشته شده است . در اين كتاب اگرچه مسائل بسيار بديع و تحليل هاي بسيار زيبايي وجود دارد اما انديشه ي اساسي اي كه نويسنده در آن  دنبال مي كند و به دنبال اثبات آن است بحث اولويت ليبراليسم بر دموكراسي است . ايشان معتقدند كه « در مغرب زمين هم اين آزادي بود كه منجر به دموكراسي واقعي گرديد نه بالعكس  »  ايشان در اين كتاب به موارد تاريخي زيادي اشاره مي كند كه در آن نه تنها  دموكراسي منجر به آزادي نشده است بلكه آن مقدار كم آزادي را نيز از بين برده است .

3)  بعد از انتخابات ايران مدتي است كه  نگاه ها تا حدودي معطوف به انتخابات درعراق و خصوصاً اقليم كردستان است . اين بار براي انتخاب رياست اقليم و پارلمان، كردها با چند ليست حضور   مي يابند و رقابت ها و تبليغات خصوصاً از كانال هاي دو حزب اصلي و بزرگ به شدت گرم است و مكرراً در مورد انتخابات و ضرورت حضور در آن و خصوصاً راي دادن به ليست هاي  12 و 54  با مردم مصاحبه ها مي شود  و برنامه و سخنراني هاي تدارك ديده شده است كه البته طرفه اين است كه  پايين بخش اكثر اين برنامه ها هم هنرنمايي كاك عزيز ويسي و رقص كردي و... است .  

4)   شكي نيست كه عراقي ها در پيروزي بر صدام حسين مديون آمريكايي ها هستند و آمريكايي ها هم به تعبير خودشان  ظاهراً با دو شعار اصلي مبارزه با تروريسم و ترويج دموكراسي به عراق وارد شده اند . اينك كه آمريكايي ها در آستانه ي خروج از عراق هستند بايد ديد كه آيا آن ها  و احزاب اهل قدرت عراقي توانسته اند كه در اين مدت آن ژن ليبرال – دموكراسي آمريكايي را برقامت آن جامعه ي استبداد زده تزريق كنند و شرايط و فضاي آزادي را به وجود آورند كه در سايه ي آن امكان تحقق دموكراسي ليبرال در آن جامعه هم  وجود داشته باشد يا نه اينكه احزاب اهل قدرت در آن كشور در سايه ي قدرت ،امكانات ، پول و... انتخابات را به نفع خود  تصاحب مي نمايند و تغييرات  چنداني انجام نمي پذيرد و صداهاي مخالفي كه در ان ديار از جوانب مختلف به گوش     مي رسد چندان شنيده نمي شود  .

5)  براي تحليل درست اين موضوع بايد منتظر چگونگي برگزاري انتخابات و نتيجه ي آن در كردستان عراق بود .

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم تیر 1388ساعت 13:59  توسط عبدالله لطیف پور  | 

روز پدر

     اگرچه مطلب اين پست من نيز دوباره مناسبتي و تقويمي است اما دريغم آمد كه در اين روزي كه به نام« پدر » اختصاص يافته است كمي هم در مورد شأن والاي پدران ننويسم  .  من متأسفانه نه  سالي است  پدر عزيز و بزرگوارم را كه بزرگ ترين پشتيبان و نگه بان زندگي ام بود از دست داده ام والبته  هنوزبعد از يك دهه جاي خالي او را - نه فقط در روز پدر – بلكه  هر لحظه بيش تر احساس مي كنم . در شادي هايم دريغ مي خورم كه نيست و در غم ها و مصيبت ها يم نبودش را عميق تر احساس مي كنم .  

 پدر من اگرچه اهل تحصيل نبود ولي من شخصاً هرچه را در عمر خود تحصيل كرده ام از او مي دانم . او به سختي براي ما دو برادر كار مي كرد و تنها انتظاري كه از ما داشت ادامه تحصيل بود . هرگز زرق و برق دنيا در چشم او ارزشمند نبود . معلمان و شخصيت هاي ديني را پيوسته تكريم مي كرد و سرمايه ي معنوي و علمي آن ها را از زخارف دنيوي دنيادوستان  بسي ارزشمند تر مي دانست . گاه احساس مي كردم كه در  دلسوزي هايش نسبت به ما زياده روي مي كند و گاه از توصيه هاي فراوان او كلافه مي شدم و ايشان در اين موارد  مي گفتند  كه تو زماني  نگرانی واحساس پدران را درك مي كني كه خودت پدر شوي و واقعاً راست مي گفت و اكنون من نيز خلف صدق پدر خويشم و حتي اكنون در مورد لباس پوشيدن و سرما نخوردن و... دخترم  از پدرخود بسیار نگران تر و حساس ترم .

    پدر نيز همچو مادر سرمايه ي عظيم و عزيزي براي فرزندان  است كه بايد قبل از فقدان او قدرش را دانست  و دل او را بايد به دست آورد . يكي از ويژگي هاي جوامع در حال گذار اين است كه بنيان هاي خانواده در آن ها سست و شكننده مي شود و هيچ كدام از افراد خانواده آن چنان كه شايسته است در جاي خود  قدر نمي بينند  هرچند ناسپاسي نسبت به والدين فقط مختص به جهان جديد هم نيست و در ادبيات گذشته ي ما مثال هاي فراواني در مورد بي مهري نسبت به والدين و از جمله پدران وجود دارد هرچند در كل پدران در جوامع گذشته و حال ما خوشبختانه  همچنان عزيز بوده و هستند  .

   شيخ مصلح الدين سعدي در گلستان در زمينه ي ناسپاسي و قدر ناشناسي برخي  فرزندان نسبت به پدران خود داستان تلخي دارد و مي گويد « مهمان پيري شدم در ديار بكر كه مال فراوان داشت و فرزندي خوبروي . شبي حكايت كرد : مرا به عمر خويش به جز اين فرزند نبوده است درختي در اين وادي زيارتگاهست كه مردمان به حاجت خواستن آن جا روند . شبهاي دراز در پاي آن درخت بر حق بناليدم تا مرا اين فرزند بخشيده است . شنيدم پسر با رفيقان آهسته همي گفت : چه بودي كه من آن درخت بدانستمي كجاست تا دعا كردمي و پدر بمردي ؟ 

     روز پدر را به تمامي پدران زحمت كش تبريك مي گويم و اميدوارم سايه ي وجود آن ها همچنان بر سر فرزندانشان مستدام باشد .  چند بیت زیر بخشی از مثنوی نسبتاْ بلندتر و کلاسیکی است که چند سال قبل  آن را در سوگ پدر سروده ام  ودر اين روز بزرگ آن را  به روح پاك ایشان  تقديم مي نمایم  .

« ئه ي بابـــــه گيان دل ناسكي دل ئاوا                 بـــــوچي خوري ژينت وا زوو بو ئاوا

ئه ي باوكي زانا و دلسوز و دل پـــــاكم                ئه ي چراي روناك و نوستوي ژير خاكم

بوچي به ته نها روويشتي به بي مـــــن               چي ده يتواني تــــو له من كا جز مردن

رويشتيت و ئيستا كه دوو  به هـــــاره                مـــــاله كه مان به بي تو هه ر وا تاره .....

بروا بكه باوكي پاك و بــــــــي ريام                    ئيستا كه من به بي تو، ته نياي ته نيام

ئيستا ده زانم چــي بوويت و چيت ده وت                بوچي تاويك له ش و روحت نه سره وت

ده رسي دين و ده رسي ژين له تو فير بووم               تو باعيس بووي به زوور ريگادا نه چووم ....»

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم تیر 1388ساعت 6:14  توسط عبدالله لطیف پور  | 

عشقی ، شاعری پرخروش

   روز پنج شنبه ، دوازدهم تيرماه 1303 شمسي، تهران شاهد تشييع جنازه ي شكوهمندشاعرغريب و دليري بود كه به خاطر فعاليت هاي سياسي و مطبوعاتي اش در مبارزه با استبداد از جمله مخالفت با طرح   « جمهوري خواهي » رضاخان  به دست ايادي و عمال ايشان ناجوانمردانه در منزل مسكوني اش به قتل رسيد  .  ميرزاده ي عشقي، فرزند ابوالقاسم كردستاني يكي ازبزرگ ترين  شاعران انقلابي عهد مشروطه ي ايران است . عشقي اگرچه ريشه در دودماني كرد دارد اما چندان دغدغه هاي قومي در شعر او مشهود نيست و وطن در شعر او كلاً جغرافياي سياسي و طبيعي ايران را شامل مي شود  . عشقي اگرچه در تهران غريب بود و از همدان به تهران آمده بود امّا اديبان مركز و پايتخت نشينان به زودي  از طريق روزنامه ها و شب نامه ها و ... با اشعار و افكار و فريادهايش آشناشده بودند .

  ميرزاده ي عشقي  عمري كوتاه داشت اما درزمينه هايي چون شعر ، نمايش نامه نويسي ، روزنامه نويسي  و مقالات انتقادي آثار ارزشمندي از خود به جا گذاشته است . عشقي شاعري پرخروش و مبارزي نستوه بود كه بي محابا در برابر ستمگران، زبان به نقد و حتي طنز و هجو مي گشود و كساني را كه به زعم او به مردم و ميهن خود  خيانت مي كردند به باد انتقاد مي گرفت و شأن و مقام آن ها براي او قابل اهميت نبود . از شخص  رضاخان سردار سپه گرفته تا قوام السلطنه ويا نمايندگان مجلس چهارم و...  همه در معرض آسيب قلم نقاد عشقي قرار داشتند .

   من به جهت تهيه ي پايان نامه ي تحصيلي خود ، توفيق آن را يافتم كه دو سه باري آثار  اين شاعر بزرگ وجوان و پرخروش را با دقت و حوصله مطالعه و بررسي نمايم . در مطالعه ي آثار عشقي  اگرچه بعضاً ناپختگي ها و ضعقف هايي هم از جهات مختلف به چشم مي خورد اما خلاقيت و شجاعت و صراحت عشقي در عالم شعر و سياست و بيان بي نظير است و قطعاً اگر كوردلان فرصت زيستن را به او مي دادند آثار و مآثر ايشان  بسيار پخته تر ، عميق تر ، دقيق تر و فراوان تر مي گرديد .

   در هر حال ،  در سالمرگ اين شاعر مبارزو آزادي خواه، ياد و خاطره او را گرامي می دارم .

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 0:22  توسط عبدالله لطیف پور  | 

« هیچ چیز را سرِ ماندن نیست »

  در ميان اخبار تلخ اين روزها،  خبر تلخ مرگ منتقد و شاعر بزرگ معاصر ، محمد حقوقي از جانبي ديگر جانگداز و دل شكن بود . زنده ياد محمد حقوقي حق بزرگي بر گردن ادبيات ايران دارد و مرگ او بدون شك براي ادبيات فارسي ضايعه ي بزرگي است  . محمد حقوقي علاوه بر اينكه خود شاعري فحل و متبحر و نوگرا بود در تفسير و تحليل شعر نو فارسي و معرفي آثار، اشعار وافكار شاعران بزرگ و صاحب سبكي چون ؛ احمد شاملو ، نيما يوشيج ، فروغ فرخزاد ، سهراب سپهري ، مهدي اخوان ثالث و...  نيز جدّ و جهد وافري داشت .  

   نقد هاي حقوقي بر شعر شاعران؛ عالمانه ،  منصفانه ، منسجم و دقيق است .  علاوه بر اين نقدهاي حقوقي ازدو عيب  بزرگي چون كلي گويي و پرخاشگري نيز -كه از جمله ي آفات نقدهاي ماست -كاملاً مبرّاست .  او در بررسي شعر شاعران معاصر بيش تر به بررسي موتيف هاي شعري شاعران و عناصر زيبايي شناسيك و خصيصه هاص زباني و فكري شعرا مي پردازد .

    حقوقي اگرچه بدواً با شعر وارد عالم ادبيات شد امّا در سال هاي اخير بيش تر او را به عنوان منتقدي جدي مي شناختند و وجهه ي منتقدي او برجسته تر بود . زنده ياد حقوقي مجموعه شعرهايي چون؛ زوايا و مدارات ،شرقي ها گريزهاي ناگزير و .... دارد كه بيش تر شعر سپيدند و زبان اكثر شعرهاي او ساده و صميمي اند . حقوقي اگرچه حقيقتاً اهل فضل است اما به نظر مي رسد او نيز همچون فروغ فرخزاد صميمانه نوشتن را از فاضلانه نوشتن بهتر و برتر مي دانست .  

  محمد حقوقي هم بالاخره  به كاروان رفتگان پيوست و چنانكه خود او سروده است در اين عالم هيچ چيزي را سر ماندن نيست و همه دير يا زود رفتني اند امّا با اين وجود چون ايشان از خيل هنرمندان و عاشقان اند نامشان در پيوسته ي تاريخ و در جريده ي عالم به نيكي ثبت مي گردد . يادش گرامي و روحش شاد .

  دریغا که آخر  / رفتی و به حضور نگفتی/ یا دیدی و به غرور نشینیدی / که برخاستن تو و من/ همان نشستن من و تو بود/ من و تو /  که هرگزا / ما نشدیم  /  و اگر شدیم /   چنانکه باید گویا نشدیم    ………                                   

  

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 2:29  توسط عبدالله لطیف پور  | 

اگر دردم يكي بودي........

    از درد سخن گفتن و از درد شنيدن با مردمي كه خود اهل درد و درك اند و رنج ها و مصيبت ها را حس مي كنند و لمس نموده اند فرصت و غنيمت بزرگي است و همين بيان ساده ي دردها و رنج هاي بي شمار چونان مرهمي معنوي و مفرّحي قوي از يك طرف التهابات دروني گوينده را فروكش  مي نمايد و از طرف ديگر بر مذاق و مزاج اهل درد نيز خوشايند و مفيد خواهد بود،  هرچند براي بي دردان  به قول زنده ياد مهرداد اوستا  از درد سخن گفتن خود درد بزرگي است .

    امروزه  دردها ومصيبت هاي مردمان ما و خصوصاً نسل جوان ما حقيقتاً فراوان و جدّي و تا حدودي غير قابل شمارش اند  . بيكاري و نداشتن شغل و در آمد كافي ، نداشتن آزادي در انتخاب سبك زندگي و... ،فراهم نبودن  زمينه هاي مناسب براي رشد خلاقيت جوانان ، اعتياد و... برخي از عمده ترين مشكلات و مصايب آن هاست .

  خوشبختانه بسياري از جوانان ما به همان نسبتي كه دردهايشان فراوان است درك و دريافت آن ها هم از مسايل در حد بسيار بالايي است و آن ها در بسياري از فعاليت هاي فرهنگي، ورزشي ، سياسي و... درك و دريافت مناسب خود را نشان داده اند .

   اعتياد يكي از آن هزاران دردي است كه به آساني بسياري از همين جوانان آگاه ما را در كام خود فرو برده است وهر روز به شمار جوانان معتاد شهر و ديار ما افزوده مي شود . اگر زماني درد اعتياد فقط در شهرهاي بزرگ قرباني مي گرفت اما امروز در شهرهاي كوچك و حتي در روستاها نيز در حال گسترش است ودوزخ اعتياد همچنان شعار « هل من مزيد » مي زند و جوانان ما شديد در معرض سقوط در چاه ويل اعتياد قرار دارند .

   معتاد را عده اي مجرم مي دانند و عده اي مريض . درهردو تلقي از معتاد بايد به دنبال زمينه ها و علل جرم و يا بيماري گشت نه به دنبال برخورد و يا احيانا نكوهش آن ها .   فرد معتاد را حتي اگر مريض هم به حساب آوريم همين درد او خود به خود زمينه ي جرم و بزه هاي بيش تري را نيز براي او فراهم مي نمايد .  

    اعتياد يكي از بلاهاي بزرگ قرن است . در شهر ما هر روز شمار معتادان در حال زياد شدن است .  اگرچه ظاهراً برنامه هاو امكاناتي  براي معتادان در شهر وجود دارد اما  هرگز اين امكانات كافي نيست و بايد در برابر اين بلاي خانمان سوز تدابيري اصولي تر انديشيد و تلاش نمود  زمينه هاي گرايش جوانان به اعتياد را كم كرد .

   اختصاص يك روز سال براي مبارزه با اعتياد در سطح جهاني  اگرچه اقدام لازم و  شايسته اي است اما هرگز كافي نيست و بايد روزها و سال ها در مورد اين بليه ي قرن انديشيد و براي مهار آن چاره انديشي هاي بيش تري نمود

+ نوشته شده در  جمعه پنجم تیر 1388ساعت 3:35  توسط عبدالله لطیف پور  | 

اینک کنکور

   چند روز بيش تر به برگزاري  كنكور سراسري دانشگاه ها  و موسسات آموزش عالي كشور در ايران نمانده است  . بسياري از دانش آموزان به سرعت در حال آماده شدن براي حضور در اين آزمون سرنوشت ساز هستند وخانواده هاي آن ها نيز اين روزها علاوه بر نگراني هاي خاص كنكور ،به خاطر مسائل سياسي به وجود آمده نيز  عميقاً براي آينده ي فرزندانشان احساس نگراني مي كنند .  امروزه كنكور براي دانش  آموزان ايراني هم خوشايند است و هم ترسناك .  بسياري از جوانان ايراني سراغ آرزوها و آمال هايشان را هنوز از لابلاي تست ها ي كنكوري مي گيرند و  با توجه به ظرفيت محدود و رقابت شديدي كه بين دانش آموزان هست عدم ورود برخي از آن ها به دانشگاه ها نيز  قطعاً باعث نااميدي و ناكامي  هايي خواهد گرديد .

   امسال به خاطر مشغله ي انتخابات و به علت نگراني هاي بعد از آن  فرصت نكردم كه چون سال هاي قبل علاوه بر كلاس هاي درس به بسياري از دانش آموزاني كه به راهنماي هاي ما احتياج داشتند كمك كنم . بسياري ازآن ها را ناگزير رد كردم وبه همين خاطر كمي هم از ما دلخور شدند و تا حدودي هم حق داشتند .  در سر كلاس به دانش آموزان عزيزم گفته بودم كه  يكي از انگيزه هاي من براي شركت در انتخابات مخالفت هاي من با سياست هاي آموزشی و فرهنگی  دولت فعلي خصوصاً در مورد كنكور و بحث بومي شدن رشته ها و.... است و اين كار هم خود يك فعاليت كنكوري به حساب مي آيد .  

   توصيه ي من به دانش آموزان عزيزم اين است كه با آرامش و توكل به خداوند وبا اطمينان خاطر  و اعتماد به نفس در سر جلسه ي كنكور حاضر شوند و مطمئن باشند به اندازه ي تلاش و توانشان ان شاء ا...نتيجه خواهند گرفت . در پايان براي تك تك دانش آموزان عزيز آرزوي سربلندي و موفقّيت دارم . اميدوارم دانش آموزان ما امسال هم در كنكور حماسه آفريني كنند .                                                                                           

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 14:54  توسط عبدالله لطیف پور  |