تبليغاتX
ساحت نگاه - نگاهي به نمايش « تاراوگه ي ده سته كان »

ساحت نگاه

فرهنگی. ادبی. دینی

    امسال در دهمين جشنواره ي تئاتر كوردي متاسفانه فقط توانستم چند تا از  نمايش هاي جشنواره را ببينم  كه نمايش  « تاراوگه ي ده سته كان » به كارگرداني و نويسندگي مختار محمدي از مريوان يكي از آن ها بود . 

   نمايش« تاراوگه ي ده سته كان  » با موضوع انفال با توجه به موضوع آن و بيان احساسي موضوع  و فضا سازي زيبا  و ميزانسن هاي مناسب و بازيگران نسبتاً آماده توانست تشويق گرم تماشاچي ها را به همراه داشته باشد و اشك خيلي را همچون خود من در آورد و امروز شنيدم كه اين نمايش توانسته نظر مثبت داوران  را هم به خود جلب كند و چند جايزه را در بازيگري و متن و گارگرداني به خود اختصاص دهد و به عنوان يكي از  نمايش هاي برتر برگزيده شود . ضمن تبريك به كاك مختار براي اين موفقيت اما  به عنوان يكي از علاقمندان ادبيات نمايشي ذكر چند نكته اي را در مورد اين نمايش لازم مي دانم .

   1) عنوان نمايش  هيچ ارتباطي با اصل متن نداشت و چنانكه خود كارگردان هم در صحبت هايش با من بعد از اجرا اعتراف كردند كه هيچ فلسفه ي خاصي در پس پشت اين عنوان نيست و صرفا خواسته ام كه دسته هايي را كه در آخر نمايش از دل خاك در مي آيند توصيف نمايم در حالي كه كارگردان مي توانست از عنوان مناسبي چون « هه ستانه وه يان ژيانه وه ي ده سته كان » رستاخيز دست ها بهره مي گرفت \ دست هاي كه در پايان نمايش از دل خاك كوردستان در مي آيند و دامن غارتگران اين خاك را مي گيرند / دست هايم را در باغچه مي كارم / سبز خواهم شد / مي دانم / مي دانم / مي دانم

   2) نمايش كاك مختار بسيار رمانتيك و احساسي بود به طوري كه جنبه هاي احساسي آن بر جنبه هاي فكري اثر كاملا تفوق داشت . اينكه نمايش توانست احساسات بينندگان را در سالن به خود جلب كند موفقيت كمي نيست اما نبايد فراموش كنيم كه بسياري از مسائل احساسي بسيار كوتاه مدت و گذرا هستند و با بيرون امدن از سالن و فروكش كردن غليان دروني خود به خود اصل موضوع هم فراموش مي شود و بيننده تصور مي كند با ريختن چند قطره اشك براي انفال يان رسالت انساني خود را  انجام داده است.

 3) متن نمايش و ديالوگ ها از حيث زباني و ادبي چندان پرداخته نبود هرچند كارگردان اين نقد را مي پذيرفت و آن را وابسته به برخي عوامل بيروني مي دانست

 4) فقر فكر يكي از آسيب هاي بسياري از هنرمندان ما در عرصهي كار هاي هنري و نمايشي است . قطعا نويسنده وقتي از يك حادثه ي تلخ تاريخي سخن مي گويد هم بايد بر جنبه هاي تاريخي اثر كاملا واقف باشد و هم بتواند از توضيح و توصيف تاريخي اين حوادث بگذرد و فكر و خوانشي نو را از اين حوادث با زياني نمايشي و دراماتيك بيان كند .

4) فقر استعاره و سمبل و نماد  و يا بهره بردن از استعاره هاي  قريب  و مستعمل و تكراري هم يكي از مشكلات بسيار از نمايش ها و از جمله نمايش آقاي محمدي بود . در حالي كه استعاره به قول نيچه پايه و اساس زبان است.

    موارد فوق به زعم ما از نقاط ضعف نمايش بود و بسياري از ايرادهاي ديگر را در جلسه ي نقد نمايش دوستان و علاقه مندان و اهل فن بيان نمودند كه من ازتكرار آن ها پرهيز مي كنم .

     يكي از مهم ترين نقاط مثبت نمايش جناب محمدي همراهي مخاطبان با او بود ؛ تشويق گرم تماشاگران و كسب رضايت از جانب آن موفقيت كمي براي يك كار هنري نيست . هنرمندان خود بر اين مساله واقف اند كه كسب رضايت منتقدان امري بسيار سخت و حتي غير ممكن است اما مي توان با تمهيدهاي در دل مخاطبان تاثير گذاشت و به قول طرفداران مكتب « كونستانس » در نقد ادبي و كساني چون « آيزر » تاييد اثر توسط مخاطب مي تواند يكي از اساسي ترين شروط براي قضاوت در مورد آثار هنري و ادبي باشد

  سعي جناب محمدي و گروه همراهش در اين نمايش زيبا قابل تقدير و تشكر است همچنانكه نبايد تلاش هاي هيچ كدام از كارگردانان اين جشنواره را خصوصا كارگردانان جوان سقزي ناديده گرفت . به اميد موفقيت براي همه ي اهالي هنر و اجراي يازدهمين دور اين نمايش در سقز به صورت كامل تر و عالي تر

+ نوشته شده در  دوشنبه 1 اسفند1390ساعت 22:49  توسط عبدالله لطیف پور  |