ساحت نگاه

فرهنگی. ادبی. دینی

   در عالم ادبيات شمار شاعراني كه هم در ميان عوام  و عموم مردم و هم در ميان خواص و اهل تخصّص مورد پسند و احترام باشند چندان فراوان نيست .در ادبيات فارسي شمار شاعران سخنور به قدري فراوان است كه حتي با نگارش مختصري از زندگي آن ها تذكره ها و كتاب هاي تاريخ ادبيات چند جلدي نگاشته شده است  امّا با اين وجود تعداد شعرايي كه نام و ياد  وفكر و ذكر شان در افواه عالم افتاده باشد كم است و كم تر شعرايي اقبال شاعراني همچون سعدي ، حافظ ، فردوسي و... را يافته اند . كه  فكر و ذكرشان هميشه در ميان و در زبان مردم باشد . في المثل شعرايي چون خاقاني و اثير الدين اخسيكتي و... هم شعراي بزرگي هستند امّا حقيقتاً بايد آن ها را شاعران خواص به حساب آورد و عموم مردم ايران چندان با آن ها آشنا نيستند و حتي اگر  نام آن ها را هم بدانند با افكارشان آشنايي چنداني  ندارند  . اين پديده اگرچه از جهاتي نمي تواند خوشايند  باشد و بيش تر حكايت ازوجود  نوعي ذهنيّت تقليل گرايانه دارد اما از جهاتي هم  مي تواند نشانه ي توفيق شعرا و هنرمنداني باشد كه توانسته اند همگان را با خود همراه كنند .

  در ادبيات كردي و در ميان شاعران كرد هم اين وضعيت دقيقا وجود دارد و در ميان  خيل عظيم شعراي كرد كم تر شاعري توانسته است كه همچون قانع و برخي از شعراي ديگر مقتداي خاص و عام باشند . ماموستا قانع در ادبيات كردي اگرچه در زمان خود كم لطفي ها و بي توجّهي ها ي  و ناكامي هاي فراواني ديد امّا خوشبختانه او اين اقبال را يافته است كه به شدّت مورد قبول خاص و عام قرار گيرد  . امروزه  به جرأت مي توان گفت كه كمتر كردي است كه با نام قانع آشنا نباشد و حداقل چند بيت از اشعار او را نخوانده باشد والبته در كنار اين ،روشنفكران و انديشمندان كرد نيز آثار و اشعار قانع را از جهات مختلف  قابل توجّه و تأمل و ارزشمند مي دانند  .  

     راز توفيق قانع و قبول خاطر يافتن او را مي توان به عوامل متعددي وابسته دانست امّا به باور ما مهم ترين عامل ، مردمي بودن ، اين شاعر است . قانع شاعري است كاملاً زميني و مردمي و چون در ميان مردم زندگي مي كند به خوبي دردها و رنج ها و كمبود هاي آن ها را مي داند . او چون اهل درد است نخست از دردها سخن مي گويد ؛ از درد بدبيني |، بي سوادي ، فقر و نابرابري و وجود طبقات استثمارگر، تعليم و تربيت ناصحيح و بي قانوني و طبيب آسا درمان هايي را هم براي رفع اين امراض صعب  پيشنهاد مي كند  . قانع چون روشنفكر زمان خويش است در برابر نارسايي ها و نابرابري ها هرگز نمي تواند چشم خود را ببندد و سكوت كند و به همين خاطر در شعر خود فرياد مي زند  و  فرياد او اعتراض و درخواستي  است براي برابري ، آزادي ، قانون و... . قانع علي رغم تخلّص شعري اش در مورد مسائل سياسي و اجتماعي و مطالبات عمومي هرگز شاعر قانعي نبود ؛ مگر روشنفكر مي تواند در عالم قناعت توجيه گر وضع موجود باشد يا اينكه بايد نويد دهنده و راهنماي رسيدن به وضعيّت هاي مطلوب باشد .  شعر  قانع شعر اعتراض و انتقاد است و تيغ انتقاد قانع البته فقط متّوجه دشمنان خارجي كردها نيست بلكه ايشان ريشه ي بسياري از دردها را در درون جامعه ي كردي مي بيند . قانع اگرچه شخصيتي ديني هم هست اما نگاهش به دين حداقلي است و او خواهان فربه كردن دين و حضور آن در همه ي ساحت ها نيست . او براي رفع بسياري از نابه ساماني ها حتي  در برخي موارد به مكاتب چپ هم كه در زمان او ادعاهايي براي رفع ستم و بر قراري عدالت اجتماعي داشتند ، نظر دارد .

  شعر قانع شعر مبارزه و دفاع از كارگر ، زن ، رنجبر، دهقان  وساير گروه هاي به استضعاف كشيده ي جامعه است؛ همچنانكه شعر انتقاد ازگروه هاي ذي نفوذي چون خوانين ، روحاني نماها و كدخداها و ... هم هست . قانع اگرچه هرگز از اوضاع اجتماعي و فرهنگي و سياسي زمان خود راضي و قانع نبود اما او زندگي شخصي خويش را با قناعت و مناعت سپري نمود و هرگز به خاطر لقمه غلام هيچ لقماني نشد و به ستايش هيچ صاحب منصب و اهل قدرتي نپرداخت و مجيز گوي كسي نشد جز مجيز گوي آزادي ، وطن ، قانون ّ برابري و...  و به همين خاطر طبق وصيت او مردم تصويرش را براي هميشه به عنوان يادگاري البته در قاب دل خود نگه داري مي كنند . در پايان ياد و خاطره ي اين شاعر هميشه جاويد را گرامي مي داريم .   

+ نوشته شده در  جمعه 18 اردیبهشت1388ساعت 11:57  توسط عبدالله لطیف پور  |