سخنان دور از شأن و ناصواب دکتر عبدالکریم سروش در یکی از کلاس های مثنوی خود در آمریکا در مورد کوردها، که این روزها در فضای مجازی به سرعت بازپخش می گردد ، خاطر همة کوردها و انسان های آزاد اندیش و خصوصاً هواخواهان اندیشه هایش راـ که در میان کوردها هم شمارشان کم نیست ـ به شدّت مکدّر نموده است . این بنده نیز که از نوجوانی شیفتة لحن و بیان شورانگیز و قلم سحرآمیز و منطق محکم و متین دکتر سروش بوده ام از این سخنان ایشان بسیار تاسف خوردم و حیرت کردم که سروش را که سال­ها از دُرج دهانشان پیوسته دُر دَری می ریخته، چه شده است که با فرهنگ ملّتی در آویخته که خلاف قول ایشان نه بی فرهنگ­اند بلکه در گذشته و حال به آزادگی ، شجاعت و نجابت شهره اند و با ستمگران بر سر جنگ­اند و اگر پرومته وار در دربار شاهان و خدایان گاه و بی گاه اُشتَلمی زده اند به سبب همین روحیة دلیری و ظلم ناپذیری آن ها بوده است . به قول نظامی

گر اُشتلمی نمی زد آن کُرد خر می شُد (می رفت) و بار نیز می­بُرد

همین عامل اُشتلم زدن و اعتراض کردن و ستم ناپذیری سبب شده است که اربان زر و زور و تزویر که در درازنای تاریخ پیوسته قلم و قدرت در کف ایشان بوده است بعضاً در مورد این ملت و بسیاری از ملت های بی دولت سخنانی بگویند که با حقیقت امر خیلی فاصله داشته باشد و به همین خاطر است که در سخنان تعداد معدودی از سخنوران و حتی برخی از خاورشناسان بیانات ناصوابی هست که به تعبیر کانت با حقیقت امر (نومن) و در این مورد خاص یعنی اصل اصیل فرهنگ کورد خیلی فاصله دارد . و اینک چند پرسش « چرا دار....» و « چگونه ممکن است ...» از جناب دکتر سروش که ما غیر مستقیم و از خود استاد در لابلای آثارشان آموخته ایم .

  1. جناب دکتر بزرگوار ، ما با ترجمه های ارزشمند حضرتعالی از کتاب های « تبیین در علوم اجتماعی » دانیل لیتل و « فلسفه علوم اجتماعی » آلن راین » با فرهنگ و علوم اجتماعی مختصراً آشنا شدیم . جناب عالی که این آثار درخشان و سنگین را به زبان شیرین فارسی برگردانیده اید چه طور ممکن است در مورد کوردها از تعبیر « بی فرهنگ» استفاده بنماید در حالی که هر کدام از شاگردان کوچک شما می داند که هیچ ملت و قومی بی فرهنگ نیست. چرا جنابعالی این اصل بسیار ساده را در مقولة فرهنگ نادیده گرفته اید ؟
  2. به فرض وجود برخی اقوال ناصواب در مورد ملّتی ویا شخصیّتی باور به آن و تکرار آن اقوال ناصواب دور از آداب فتوت و مروت است . آیا ممکن است دکتر سروش این همه سخنان ناصواب و مغرضانه و کینه توزانه ای را که در مورد اعراب و یا خود مولانا و مهم تر از آن در مورد شخص شخیص رسول مکرم اسلام و کتاب آسمانی ایشان هست و در قرآن هم به برخی از آن ها همچون « مجنون ، ساحر ، اساطیر الاولین و.... » اشاره شده است قبول داشته باشد و آن­ها را تکرار کند؟
  3. جنابعالی که فرموده اید من در برخی مسائل مرید غزالی ام و مخالف قضیة لعن و نفرین حتی بر یزید هستم چرا در مورد کوردها هم به مُراد خود غزالی بزرگ اقتدا نفرموده اید که معظم له می گویند اسلام مدیون سه تن از اکراد ،یعنی دینوری، آمدی و شهرزوی است و قطعاً جناب عالی هم که اسلام شناس بزرگی هستید با آثار این بزرگان آشنایی دارید.
  4. جناب آقای دکتر سروش ، در ایران شاید نخستین و مهم ترین شخصی که از پلورالیسم سخن گفته شما بودید جنابعالی مولانا را می ستودید که از تکثر گرایی و نسبیت گرایی و از این مهم تر از درآمیختن و ترکیب فرهنگ ها سخن گفته است و این قول مولانا را به عنوان شاهد می آوردید که
  5. « رافضی انگشت در دندان بماند / چون علی را با عُمر آمیختند »

آیا ممکن است شخصی که سردمدار پلورالیسم در ایران باشد و مرید مولانا هم باشد و از هاضمه قوی فرهنگی سخن بگوید این چنین از سخن ایشان بوی عناد و تضاد و برخورد فرهنگ ها به مشام برسد ؟

  1. یکی از مهم­ترین نگاه های که کوردها را و شرقی ها را به طور کلی آزار می دهد نگاه شرق شناسانه و اورینتالیستی به تعبیر ادوارد سعید است . نگاه از بالا به پایین و هژمونی خواهانة غربی ها سال­هاست که شرقیان را می­آزارد و مع الاسف همین نگاه برتری جویانه در ذهنیت برخی و بسیاری از شخصیت های مرکز نشین نسبت به ملیت ها و قومیت های دیگر هم هست و هراز گاهی یکی از این بزرگان بدین دلیل باعث آزردگی خاطر سایر اقوام و ملل می شوند که نمونه را می توان به سخنان چند سال پیش استاد شفیعی کدکنی واستاد محمود دولت آبادی در مورد زبان و ادبیات کوردی اشاره کرد .این در حالی است که بسیاری از روشنفکران دینی همچون علامه اقبال لاهوری و دکتر شریعتی که جناب عالی دوستدار آن ها هستید مخالف این نوع نگاه بودند و خواهان دگرگونی در این متافیزیک حضور بوده اند . حال پرسش این است که چگونه ممکن است یکی از پیشوایان روشنفکران دینی ناخواسته آب به آسیاب دشمن بریزد و قول شرق شناسان را در مورد اقوام و ملیت های ایرانی که سال هاست در کنار هم زندگی می کنند تکرا ر نماید ؟

در خاتمه امیدوارم که جناب دکتر سروش این بار این قصور خود را بپذیرند و از ملتی که به آن­­ها ناخواسته و به ناحق جفا روا داشته حلالیت بطلبد و سبب تسکین خاطر آن ها گردد و اگر هم ممکن شد کمی هم با فرهنگ و ادبیات کوردی آشنا گردد که « اللهم ارنی الاشیاء کما هی » تا بعد از این شاهد این قضاوت­های دور از انتظار از ایشان نباشیم .

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته . سقز . بیست و سوم دی ماه 1400. عبدالله لطیف پور